{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

، مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقین

، مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقین
می برد قلب مرا یاد تو ای زیبا ترین

هم سرای قلب من، سر زن و هم دل جا گذار
جسم من قربان تو، وا کن دلُ و بر جان نشین

سینه پُر درد است و درمانش نگاهی از نگار
یار من شو ناز کن، دل باز کن، عشق است چنین

اینچنین هر لحظه ام، یادت به رویا ساز شد
دل به غم دمساز شد، برخیز و رخسارم ببین

یک شبی بر تخت رویای تو باید رخنه شد
رخت و تختت را به هم پیچیده و دل در کمین

من به یادت عادت دیرینه دارم دلبرم
یاد تو مشروب و من هم ساقیِ مستم، همین؟👤 کوروش حسینی
دیدگاه ها (۴)

کم حوصله اممثل گلی ، اول پاییزقصری که مقارن شده با حمله ی چن...

صبر کن تا بیقراری هات را درمان کنمبا غزلهایم تو را هم بوسه ا...

مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقینمی برد قلب مرا یاد تو ای ...

مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقینمی برد قلب مرا یاد تو ای ...

، مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقینمی برد قلب مرا یاد تو ا...

مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقینمی برد قلب مرا یاد تو ای ...

شعر و شراب:مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقینمی برد قلب مرا...

مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقینمی برد قلب مرا یاد تو ای ...

مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقینمی برد قلب مرا یاد تو ای ...

مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقینمی برد قلب مرا یاد تو ای ...

مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقینمی برد قلب مرا یاد تو ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط