for me
part: 17
ویو راوی*
همگی حسابی غرق در رقص بودن و به قدری رقص هیجانی و قشنگی بود که همه افراد تمام ۳۶ تا دندون هاشون مشخص بود
بالاخره بعد از چند دقیقه رقص، موزیک تموم شد و همه مشغول دست زدن شدن و به سمت میز هاشون راه افتادن
برایان دوباره میکروفن رو به دست گرفت و اومد وسط سالن
برایان: خب ساعت دیگه ۱۲ هست و میخایم بریم پیست رالی مرکز شهر هرکسی همراهیمون کنه خوشحال میشیم لطفا بفرمائید
بعد رفت و ما هم بلند شدیم کت هامون رو پوشیدیم و به سمت در ورودی رفتیم
ا/ت خیلی اروم و طوری که کسی نفهمه زد به بازوی لونا و لبخند ژکوندی زد و چشماش رو ریز کرد
+:اون پسر خوشگله کی بود عزیزم؟
لونا لبخند خجالتی ای زد و گونه هاش سرخ شد
لونا: یادته گفتم اون روز تو کتاب خونه مدرسه با یه پسره دعوا کردم؟
+:خببب؟
لونا: فهمیدم هم کلاسیه تهیونگه بعد چند باری چشم تو چشم شدیم و ازش معذرت خواستم که دعوا کردم باهاش اونم همینطور بعد امشب اومد بهم گفت برقصیم(خجالت)
+:وای چی میگییی ایول ایول مثل این فیلما(هیجان)
لونا: اره دیگه، راستی جیمین با کی رفت
+:با میسو، گفتم میسو جدیدا خیلی زول میزنه بهمون نگو از جیمین خوشش اومده جیمین هم که از خدا خواسته رفت ازش خواست برقصن
لونا: وای خدا
لوسی یدفه اومد پیش ما و وسطمون قرار گرفت
لوسی: هی هی بگین ببینم بدونه من چی میگفتین؟
لونا: والا تو دیگه ادم حساب نمیکنی مارو همش میچسبی به جونگکوک
+:اره میبینم که از پیشش تکون نمیخوریا
لوسی: عههه بچها تازه چند ساعته هااا
لونا: باشه، تو مارو فروختی به جناب جئون
لوسی : لونااا، حالا من پیش پارتنرمم، میبینم که تو ام پیش هیونجی هستیااا
لونا دوباره سرخ شد و گفت: عهه باشه باشه کاریت ندارم دیگه
هممون همزمان زدیم زیر خنده و دیگه پسرا اومدن و لوسی با جونگکوک رفت و لونا و تهیونگ و جیمین هم باهم منم میخواستم برم پیش لونا که شوگا ماشینو جلوم متوقف کرد
شونه ای بالا انداختم و بیخیال سوار ماشین شدم
تو ماشین سکوت بود و حسابی حوصلم سر رفته بود و دیگه سکوت رو شکستم
+:مستر مین، بانو کی بود باهاش رفتی رقصیدی؟
شوگا پوزخندی زد و یه نگاهی به ا/ت انداخت و دوباره به جاده نگاه کرد
-:چی شد حسودیت شد؟
+:حسودی؟ من خودم رفتم به تهیونگ گفتم بریم برقصیم، خب به تو میگفتم
-:به هرحال، چیزی که زیاده دختره، تو ام یه دختر مثل بقیه دخترا
ا/ت نفسش رو صدا دار بیرون داد و طلبکارانه گفت: تو ام شبیه بقیه پسرا هستی، بعدشم من قبلا هم گفتم شبیه بچ های دورت نیستم
-:من که تفاوتی در ظاهرت نمیبینم
+:شاید ظاهرم زیاد تفاوت نداشته باشه ولی در حقیقت خیلی فرق هست
دیگه چیزی نگفتیم تا رسیدیم به پیست
صبح چند بار تلاش کردم پارت بزارم ولی متاسفانه اپ نمیشدد
ویو راوی*
همگی حسابی غرق در رقص بودن و به قدری رقص هیجانی و قشنگی بود که همه افراد تمام ۳۶ تا دندون هاشون مشخص بود
بالاخره بعد از چند دقیقه رقص، موزیک تموم شد و همه مشغول دست زدن شدن و به سمت میز هاشون راه افتادن
برایان دوباره میکروفن رو به دست گرفت و اومد وسط سالن
برایان: خب ساعت دیگه ۱۲ هست و میخایم بریم پیست رالی مرکز شهر هرکسی همراهیمون کنه خوشحال میشیم لطفا بفرمائید
بعد رفت و ما هم بلند شدیم کت هامون رو پوشیدیم و به سمت در ورودی رفتیم
ا/ت خیلی اروم و طوری که کسی نفهمه زد به بازوی لونا و لبخند ژکوندی زد و چشماش رو ریز کرد
+:اون پسر خوشگله کی بود عزیزم؟
لونا لبخند خجالتی ای زد و گونه هاش سرخ شد
لونا: یادته گفتم اون روز تو کتاب خونه مدرسه با یه پسره دعوا کردم؟
+:خببب؟
لونا: فهمیدم هم کلاسیه تهیونگه بعد چند باری چشم تو چشم شدیم و ازش معذرت خواستم که دعوا کردم باهاش اونم همینطور بعد امشب اومد بهم گفت برقصیم(خجالت)
+:وای چی میگییی ایول ایول مثل این فیلما(هیجان)
لونا: اره دیگه، راستی جیمین با کی رفت
+:با میسو، گفتم میسو جدیدا خیلی زول میزنه بهمون نگو از جیمین خوشش اومده جیمین هم که از خدا خواسته رفت ازش خواست برقصن
لونا: وای خدا
لوسی یدفه اومد پیش ما و وسطمون قرار گرفت
لوسی: هی هی بگین ببینم بدونه من چی میگفتین؟
لونا: والا تو دیگه ادم حساب نمیکنی مارو همش میچسبی به جونگکوک
+:اره میبینم که از پیشش تکون نمیخوریا
لوسی: عههه بچها تازه چند ساعته هااا
لونا: باشه، تو مارو فروختی به جناب جئون
لوسی : لونااا، حالا من پیش پارتنرمم، میبینم که تو ام پیش هیونجی هستیااا
لونا دوباره سرخ شد و گفت: عهه باشه باشه کاریت ندارم دیگه
هممون همزمان زدیم زیر خنده و دیگه پسرا اومدن و لوسی با جونگکوک رفت و لونا و تهیونگ و جیمین هم باهم منم میخواستم برم پیش لونا که شوگا ماشینو جلوم متوقف کرد
شونه ای بالا انداختم و بیخیال سوار ماشین شدم
تو ماشین سکوت بود و حسابی حوصلم سر رفته بود و دیگه سکوت رو شکستم
+:مستر مین، بانو کی بود باهاش رفتی رقصیدی؟
شوگا پوزخندی زد و یه نگاهی به ا/ت انداخت و دوباره به جاده نگاه کرد
-:چی شد حسودیت شد؟
+:حسودی؟ من خودم رفتم به تهیونگ گفتم بریم برقصیم، خب به تو میگفتم
-:به هرحال، چیزی که زیاده دختره، تو ام یه دختر مثل بقیه دخترا
ا/ت نفسش رو صدا دار بیرون داد و طلبکارانه گفت: تو ام شبیه بقیه پسرا هستی، بعدشم من قبلا هم گفتم شبیه بچ های دورت نیستم
-:من که تفاوتی در ظاهرت نمیبینم
+:شاید ظاهرم زیاد تفاوت نداشته باشه ولی در حقیقت خیلی فرق هست
دیگه چیزی نگفتیم تا رسیدیم به پیست
صبح چند بار تلاش کردم پارت بزارم ولی متاسفانه اپ نمیشدد
- ۷.۶k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط