{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑭𝒂𝒌𝒆: #مستر_جئون

𝑭𝒂𝒌𝒆: #مستر_جئون
𝑷𝒂𝒓𝒕: 2


از زبان ا.ت؛

داشتم کارهامو انجام می‌دادم که یهو درد شدیدی توی سرم پیچید.

این اواخر خیلی سرم درد می‌کرد
حتی یه بار هم بی‌دلیل خون‌دماغ شده بودم، ولی زیاد جدی نگرفته بودم.

با عجله از دفتر زدم بیرون و رفتم سمت سرویس بهداشتی. جلوی آینه ایستادم و چند مشت آب سرد به صورتم زدم.

نفس عمیقی کشیدم و رفتم سمت میز منشی.

ا.ت: یونا، من می‌خوام برم. بقیه کارارو بده مینجی انجام بده.

از شرکت خارج شدم و رفتم سمت پارکینگ.
داخل ماشین نشستم و دستمو روی فرمون گذاشتم
خواستم ماشینو روشن کنم که دوباره درد وحشتناکی توی سرم پیچید.

چشمامو محکم بستم! لعنتی...

احساس می‌کردم هر لحظه ممکنه از هوش برم...بالاخره ماشینو روشن کردم و راه افتادم.

نمی‌دونستم دقیقاً کجا میرم. فقط می‌روندم.
چند دقیقه بعد فهمیدم این وضع شوخی‌بردار نیست.

باید می‌رفتم بیمارستان!

یه بیمارستان نزدیک همون حوالی بود. ماشینو پارک کردم و با قدم‌های نامتعادل وارد ساختمون شدم...

رفتم سمت یکی از پرستارا.

ا‌.ت: بخشی...

جمله‌م نصفه موند،همه‌چی دور سرم چرخید.
پا‌هام دیگه توان نگه داشتنمو نداشتن...

روی زمین افتادم، تنها چیزی که می‌شنیدم، صداهای دور و نامفهومی بود که از اطرافم می‌اومد!

بعد همه‌چی توی تاریکی فرو رفت....

از زبان جونگکوک:

با شنیدن سر و صدا از اتاقم بیرون اومدم...

راهروی بخش شلوغ شده بود...

دیدم یه دختر روی زمین افتاده بود..
از موهای بلندش که روی زمین پخش شده بود، فهمیدم دختره!

با صدای جدی گفتم:

جونگکوک: چیشده؟ این شلوغی برای چیه؟

- آقای دکتر، این خانوم اومد سمت من، انگار می‌خواست چیزی بگه، ولی یهو از حال رفت.

جونگکوک: هویتش مشخصه؟

- نه آقای دکتر.

کنارش روی زانو نشستم...
موهایی که روی صورتش ریخته بود رو کنار زدم.

همون لحظه خشکم زد!

این... ا.ت بود!

یعنی چی؟ اینجا چیکار می‌کنه؟ اونم توی این وضعیت؟

- آقای دکتر؟

جونگکوک: وقت تلف نکنید...علائم حیاتیشو چک کنید!

بعد بدون معطلی خم شدم
ا.ت رو توی بغلم بلند کردم...

با قدم‌های تند به سمت یکی از اتاق‌های معاینه رفتم!

حس بدی توی دلم افتاده بود...
دیدگاه ها (۰)

𝑭𝒂𝒌𝒆: #مستر_جئون𝑷𝒂𝒓𝒕: 3از زبان جونگکوک:رو به یکی از پرستارا ...

𝑭𝒂𝒌𝒆: #مستر_جئون 𝑷𝒂𝒓𝒕: 4از زبان ا.ت:چند تا سؤال ازم پرسیدن و...

𝑭𝒂𝒌𝒆: #مستر_جئون𝑷𝒂𝒓𝒕: 1از زبان ا.ت:از شدت سردرد با بدبختی از...

𝑭𝒂𝒌𝒆 𝑵𝒂𝒎𝒆 - مستــرجئــون𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 - عاشقانـہ𝑷𝒂𝒓𝒕𝒔 - 𝟑𝟎گاهی فقط ی...

وقتی وکیل اکست شدی..

آتیشی که از بارون شروع شدpart25ویوی ا. تنصف شب بود.خوابم نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط