{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی خود منتظرت هستم

بی خود منتظرت هستم
و هربار
که صدای به هم خوردن در را می شنوم
از جا می پرم
بی خود دلم را خوش کرده ام
به پیراهنی مانده روی بند

تو ناگهان رفتی
و بادها
هر روز هم که بیایند
چیزهایی که برده اند را
هرگز برنمی گردانند!

#پریسا_صالحی
دیدگاه ها (۶)

با دقتشروع می کنم به چیدنِ عکسِ زن.ساق ها و آرنج هاصورتو پیر...

مرگ، مگر دست من است؟مثل عاشق شدن استچه بمیری چه در این غافله...

[ تناسخ زمان ] ۲۸ partوو سونگ تنها در سخنان برادرش سری تکان ...

رمان"شب مخفی"#سناریو #استری_کیدز سناریو وقتی.....»شب همه در ...

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط