میدونی
میدونی؛
من از رفتن تو دلم نمیگیره،
من از این دلم میمیره
که اون وقتی که میتونستم یکی رو خیلی دوست داشته باشم،نشد
یعنی نخواستی که دوستت داشته باشم،
اون وقتی که میتونستم خاطره بسازم از اون خاطره ها که حتی ده سال بعد تو بد ترین وضعم خنده میاره رو لبات
نشد که بسازم
یعنی نخواستی که خاطره بسازیم...
من از نشدنا دلگیر نمیشم؛
من ازین که بعدا بشه دوست داشته باشم یکیو ولی نتونم
ازاینکه بشه بسازم خاطره با کسی و قلبم نذاره میترسم
من ترسم از اینه که هیچ وقت خواستن و شدن باهم یه جا بند نمیشن
یا میخوای و باید نشه
یا نمیخوای و باید بشه...
.
من از رفتن تو دلم نمیگیره،
من از این دلم میمیره
که اون وقتی که میتونستم یکی رو خیلی دوست داشته باشم،نشد
یعنی نخواستی که دوستت داشته باشم،
اون وقتی که میتونستم خاطره بسازم از اون خاطره ها که حتی ده سال بعد تو بد ترین وضعم خنده میاره رو لبات
نشد که بسازم
یعنی نخواستی که خاطره بسازیم...
من از نشدنا دلگیر نمیشم؛
من ازین که بعدا بشه دوست داشته باشم یکیو ولی نتونم
ازاینکه بشه بسازم خاطره با کسی و قلبم نذاره میترسم
من ترسم از اینه که هیچ وقت خواستن و شدن باهم یه جا بند نمیشن
یا میخوای و باید نشه
یا نمیخوای و باید بشه...
.
- ۱.۰k
- ۱۰ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط