میدونی؛

میدونی؛
من از رفتن تو دلم نمیگیره،
من از این دلم میمیره
که اون وقتی که میتونستم یکی رو خیلی دوست داشته باشم،نشد
یعنی نخواستی که دوستت داشته باشم،
اون وقتی که میتونستم خاطره بسازم از اون خاطره ها که حتی ده سال بعد تو بد ترین وضعم خنده میاره رو لبات
نشد که بسازم
یعنی نخواستی که خاطره بسازیم...
من از نشدنا دلگیر نمیشم؛
من ازین که بعدا بشه دوست داشته باشم یکیو ولی نتونم
ازاینکه بشه بسازم خاطره با کسی و قلبم نذاره میترسم
من ترسم از اینه که هیچ وقت خواستن و شدن باهم یه جا بند نمیشن
یا میخوای و باید نشه
یا نمیخوای و باید بشه...
.
دیدگاه ها (۱)

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐄𝐧𝐝فردای اون ...

سلاممممم

نیو زارتتتتتتتتتتت

ادیت از سنجاب🎀💘__تغییر مکان هم دادن مثلا😂😂😂_:وقتی چانگبین گف...

Part:10مکان خونه آئوشی( ساعت ۹:۵۵ دقیقه صبح)=ویو نویسنده: آئ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

Custom bride part : ۱۶

پروانه جان

‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ★‌𝓣...

پارت 3 🍷: عزیز ترین دشمن من: 🍷ویو جیمین: کلاس های زیادی رو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط