{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد سی هشت🍷🔪


از اینکه بهم می‌گفت مثل دخترمی خوشم می اومد
+برو بخواب

نچی‌کردم

تعجب کرد و لب زد
+مگه خوابت نمیاد؟ برو بخواب دیگه خانومم!

_موهات و خشک کنم...

خندید
+نمیخواد ، موهای من کمه خودش خشک میشه تو برو بخواب

باشه ای گفتم
سمت تخت رفتم و زیر پتو خزیدم

چشمامو بستم که با صدای گوشی روی تخت آروم چشمام رو باز کردم

اعلان یه عکس بود

زدم روی عکس
با دیدن عکس خودمو منقبض کردم

کم مونده بود هرچی خوردم و نخوردم و بالا بیارم

آروم نالیدم
+کوروش

دستی که داشت توی موهاش میکشید متوقف شد...برگشت سمتم
+جانم؟

با دیدن گوشی توی دستم حس کردم حالتش فرق کرد
اخماش رفت توهم
+خوبی تو بچه؟
دیدگاه ها (۳)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد سی نه🍷🔪بچه؟ چرا جدیدا با تر کلمه ای که ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد چهل🍷🔪دستشو گذاشت روی سینه ام و کنارم قر...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد سی هفت🍷🔪خندید +معلومه که همینطوری میشه!...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد سی شیش🍷🔪سریع منو گذاشت روی صندلی سشوار ...

really love part⁴³خودشو پرت کرد روی کاناپه-نمیخوای لباستو عو...

آرزوی دیدارت را دارم....پارت 8["ویو سلین"]از روی کاناپه بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط