{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد سی هفت🍷🔪

خندید
+معلومه که همینطوری میشه!

_چطوری؟؛

+ اینطوری که خودم موهات و می‌شورم ، خشک میکنم..شونه میکنم..میبافم خوبه؟

اوهومی گفتم که ادامه داد
+خودم لباسات و در میارم...

ابروهای بالا پرید
با خنده بی ادبی زمزمه کردم که گفت

+صبرکن مونده ادامش!

هومی گفتم که گفت

+حمومت میکنم ،‌میشورمت و دوباره بعد خشک کردنت تنت میکنم بازم خوبه؟

با تصورش گونه هام سرخ شد
چیزی نگفتم

که مردونه خندید و یه ریز از موهامو زد پشت گوشم ..

خم شد سمت گفت
+نگفتی

لب زدم
_نظری ندارم

+حله پس انجامش میدیم!!

لب زد
_چلاغ‌ نیستم...

+مثل دخترمی تو!!!دختر کوچولوم..
دیدگاه ها (۲)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد سی هشت🍷🔪از اینکه بهم می‌گفت مثل دخترمی ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد سی نه🍷🔪بچه؟ چرا جدیدا با تر کلمه ای که ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد سی شیش🍷🔪سریع منو گذاشت روی صندلی سشوار ...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد سی پنج🍷🗡یه وقتایی هست که فکر می‌کنی خوش...

And the love starts p5

ت ۲ (ازدواج اجباری)که با صدای جیمین برگشتم سمتشجیمین:تو و کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط