{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جل الخالق امروز یه خرمن ریش دیدم بهش یه ذره پسر چسبیده بو

جل الخالق امروز یه خرمن ریش دیدم بهش یه ذره پسر چسبیده بود باهاش راه میرفت!!

.

ب یاد روزایی ک کلیپسادخترارو مسخره میکردین
دیدگاه ها (۱)

.

.

والا بخدا

الهی آمین

آرزو میکنم هیچ ای کاشی تو زندگیم نباشه...🫠 ۳۶۵ روز ب سنم اض...

شب جمعه بود سر مزار آرشا نشسته بودم دیدم یه خانم مسنی داره ا...

تک پارتیدر نبود کاچان چگونه از خود دفاع کنیممیدوریا توی حیات...

پآرت ⁵(قبلش ببخشید دیر شد واقعا سرم شلوغ بود🫠💞) نوا همونطور ...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

رمان آرام باش

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط