پارت
پارت ²¹
+ ( با عربده کوک دستم رو از روی دستگیره برداشتم ) م من
_ چرا اومدی اینجا( عربده)
+ م م من ( کنار صورتم میسوخت باور نمیشه بهم سیلی زده بود ! سیاهی)
_ ( تا زدمش از حال رفت دختر هرزه چطور جرعت کرده بود تا این پایین بیاد )
ویو یک ساعت بعد
+ ( شمام رو باز کردم توی اتاق تنها بودم و سر همون سخت معلق خوابیده بودم نشستم رو به روم آینه بود یه ور صورتم قرمز شده بود خیلی ضعیف داشتم و سر پا وایسادن برام سخت بود در باز شد )
_ بیدار شدی
+ چرا زدیم
_ کار بد کردی
+ علم غیب که نداشتم بفهم....
_ خفه شو
+ نمیخوام پیشم باشی برو بیرون
_ با منی
+ گمشو ( بعد از این که اینو گرفتم دوباره گرفت تو گوشم )
_ ( بعد از حرفی که زد دوباره بهش سیلی زدم از چشمای درستش مثل گیلاس اشک میریخت )
+( بعد از زدنم از اتاق رفت بیرون الان من تنها توی عمارت کوفتیش بودم )
ویو کوک :
شاید نباید میزدمش ولی باید تنبیه میشد سیگارم رو روشن کردم و به سمت کافه هیونگ رفتم .
۳۰ مین بعد
هیونگ : تو دو بار زدیش ( با داد و تعجب )
_ اوم
هیونگ : اشتباه کردی آخه کی دختری که بدنش درد میکنه دو بار میزنه تو گوشش
_ رفته بود سمت سه تا اتاق ممنوعه
هیونگ : چی رفت بود توی اتاق
_ نه
هیونگ : خب حالا میخوای چیکار کنی
_ میرم عمارت با یه تنبه بهتر از دلش درمیارم ( پوزخند )
ویو لارا
صدای باز شدن در عمارت اومد اون برگشته بود
............
بازنشر بالا
+ ( با عربده کوک دستم رو از روی دستگیره برداشتم ) م من
_ چرا اومدی اینجا( عربده)
+ م م من ( کنار صورتم میسوخت باور نمیشه بهم سیلی زده بود ! سیاهی)
_ ( تا زدمش از حال رفت دختر هرزه چطور جرعت کرده بود تا این پایین بیاد )
ویو یک ساعت بعد
+ ( شمام رو باز کردم توی اتاق تنها بودم و سر همون سخت معلق خوابیده بودم نشستم رو به روم آینه بود یه ور صورتم قرمز شده بود خیلی ضعیف داشتم و سر پا وایسادن برام سخت بود در باز شد )
_ بیدار شدی
+ چرا زدیم
_ کار بد کردی
+ علم غیب که نداشتم بفهم....
_ خفه شو
+ نمیخوام پیشم باشی برو بیرون
_ با منی
+ گمشو ( بعد از این که اینو گرفتم دوباره گرفت تو گوشم )
_ ( بعد از حرفی که زد دوباره بهش سیلی زدم از چشمای درستش مثل گیلاس اشک میریخت )
+( بعد از زدنم از اتاق رفت بیرون الان من تنها توی عمارت کوفتیش بودم )
ویو کوک :
شاید نباید میزدمش ولی باید تنبیه میشد سیگارم رو روشن کردم و به سمت کافه هیونگ رفتم .
۳۰ مین بعد
هیونگ : تو دو بار زدیش ( با داد و تعجب )
_ اوم
هیونگ : اشتباه کردی آخه کی دختری که بدنش درد میکنه دو بار میزنه تو گوشش
_ رفته بود سمت سه تا اتاق ممنوعه
هیونگ : چی رفت بود توی اتاق
_ نه
هیونگ : خب حالا میخوای چیکار کنی
_ میرم عمارت با یه تنبه بهتر از دلش درمیارم ( پوزخند )
ویو لارا
صدای باز شدن در عمارت اومد اون برگشته بود
............
بازنشر بالا
- ۹۰.۸k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط