{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ²⁰
+ هی با توم
_ جلوتو نگا کن
+ وا وای خدا اینجا دیگه کجاست
_ عمارت منه
+ چرا انقد بزرگه
_ حرفت عجیبه
+ خب آخه مگه تو کی که باید همچنین عمارتی داشته باشی ؟
_ به تو ربطی نداره
+ ( خودش از ماشین پایین رفت و به من اشاره کرد که منم پیاده شم برم ) نمیتونم
_ وای خدا کل عمرم فک نمیکردم یه دختر رو انقد بغل کنم
+ ( براید بغلم کرد وقتی وارد عمارت شدیم برق افتاد توی چشمام و از بغلش بیرون اومدم ) اینجا چقد خوشگله خودت همچنین دکوراسیونی انتخاب کردی ( با ذوق )
_ فک کردم درد داری
+ آره دارم
_ برات فرنی درست میکنم
+ تا تو درست میکنی میشه عمارت رو بگردم
_ هرجور راحتی
ویو لارا :
از پله های مار پیچ بالا رفتم راهروی بلندی مقابلم بود هشت تا اتاق توی راهرو بود وارد یکی از اتاقا شدم خیلی خوشگل بود زیر پاهام رو نگاه کردم انگار داشتم روی گل رز راه میرفتم خیلی مرتب کار شده بود تخت معلق بود تاحالا همچنین اتاقی ندیده بودم دونه دونه اتاقا رو نگا کردم توی یکی از اتاقا ی در دیگه هم بود در رو باز کردم اتاق همش آینه بود هرجا رو نگا میکردم خودم رو میدیم یکی از آینه ها دستگیره داشت با کشیدنش در آسانسور پیدا شد آخه چرا باید یه اینجور جای پیچیده ای داشته باشه وارد آسانسور شدم فقط یک دکمه داشت با زدن دکمه آسانسور به سمت پایین حرکت کرد وقتی رسیدم با سه تا در مواجه شدم که روی هر سه تا شون نوشته بود ممنوعه .........
ویو کوک:
بعد از درست کردن فرنی لارا رو صدا زدم ولی جوابم رو نداد اون دختر باهوشیه ممکنه اونجا رو پیدا کرده باشه ؟ پا تند کردم و تک تک اتاقا رو دنبال لارا می‌گشتم
..........



__________________________________________________
شرط :
۱۲۵ لایک
۲۵ بازنشر
دیدگاه ها (۲۴)

پارت ²¹+ ( با عربده کوک دستم رو از روی دستگیره برداشتم ) م م...

پارت ²²ویو ۳۰ دقیقه قبل + داشتم از گرسنگی میمردم تمام توانم...

پارت ¹⁹ +( دستش رو به صورتم نزدیک کرد ) _ تب داری + ( با این...

پارت ¹⁸+( کوک اسلحه رو گرفته بود وسط پیشونی نا اون و همونجور...

پارت ³⁶ + ( کوک تا اونجا رسوندم وارد عمارت شدم کخ پدرم با قی...

شوالیه تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط