{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ²³
ویو لارا
مردی با هیکل گنده و صورت پوشیده نزدیکم شد با زربه ای بع گردم از حال رفتم سیاهی
ویو کوک
گوشی رو جواب دادم
_ بنال
* همسرت پیش منه به آدرسه که میفرستم بیا ( قطع کرد )
_ ( مگه لارا خونه نبود ! هرچی به لارا زنگ میزدم کسی جواب نمی‌داد از از لارا استفاده کرده تا چیزی که میخواد رو بهش بدم به سمت آدرسی که برام فرستاده بود حرکت کردم )
ویو لارا
چشمام رو باز کردم به صندلی بسته شده بودم هرچی تلاش میکردم تا خودم رو نجات بدم فایده ای نداشت به دور و ورم نگاهی کردم وسیله ها عجیب غربی رو میدیم
* با چی شروع کنیم
+ تو کی چرا منو اینجا بستی
* به خاطر شوهرت هرچقدر تو رو زجر بدم اون رو میتونم تحت کنترل بگیرم
+ چرا
* انگار از چیزی خبر نداری پس بزار از اول همه چی رو واست توضیح بدم . ‌شوهرت مافیاست که منو از جایگاهم پایین کشیده الان هیچ قدرتی ندارم و فقط با اذیت کردن تو میتونم کاری کنم که اونم مثل اون موقع من درد بکشه همونطور که زنم رو جلوی چشمم کشت
+ امکان نداره اون هیچ وقط همچنین کاری نمیکنه
* خودش داره میاد اینجا میتونی از خودش بپرسی
+ ( شروع کرد به درآوردن لباسم ) بهم دست نزن ( گریه )
* چرا میدونی اونم زنم رو اینجوری کشت
+ دروغ میگی ولم کن
* به دستور رئیس جمهور جئون جونگ کوک اون کارو باهام کرد البته من گناهکار بودم ولی کوک نباید اونجوری باهام رفتار میکرد نباید...
_ دستت بهش بخوره دستتو قلم کردم
* آقای جئون رسیدی ( خنده ) زنت رو ببین میخوام همون کاری رو کنم که با زنم کردی
_ همونطور که میبینی تنها اومدم اونو ولش کن تو با من کار داری
* برعکس میخوام توم درد کشیدن زنت رو ببینی بیچاره حتی از کاراتم خبر نداره
_ لارا نترس قرار نیست اتفاقی برات بیفته بهت قول میدم
+ حرفایی که میزنه راسته؟
_ آره ( با دیدن لارا تو اون وضعیت نفس کشیدن برام سخت بود ولی نباید از خودم دربرابر اون ضعف نشون می دادم داشت به سمت لارا حرکت می‌کرد دکمه اول لباسش باز بود نمیتونستم بزارم جدی لباس اون دختر رو دربیاره )


.............
دیدگاه ها (۵۶)

پارت ²⁴+ ( صدای شلیک گلوله تو سرم پیچید نگاهی شاکی به کوک کر...

پارت ²⁵+( ساعت ۴ صبح بود از کوک خبری نبود دیر وقته نمیتونم ب...

پارت ²²ویو ۳۰ دقیقه قبل + داشتم از گرسنگی میمردم تمام توانم...

پارت ²¹+ ( با عربده کوک دستم رو از روی دستگیره برداشتم ) م م...

پارت ¹²( ویو لارا ) چشمام رو باز کردم کوک داشت نگام می‌کرد خ...

پارت ¹⁸+( کوک اسلحه رو گرفته بود وسط پیشونی نا اون و همونجور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط