{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این یه عشقه بیب

این یه عشقه بیب
پارت : 16

اولش گرم کردم و پیش تهیونگ وایسادم تهیونگ خیلی سرد گفت
_ اینجا چیکار میکنی برو پیش اون پسرا به صف شو
ای خدا چه غلطی کردما
رفتم کنار پسرا وایسادم
تمرینا رو شروع کردم خیلی سخت بود اما چه میشه کرد
دو ساعت گذشت و تهیونگ اجازه داد بریم استراحت کنیم
یکم اب خوردم و خواستم پفکم رو باز کنم بخورم تهیونج از دستم گرفت و یه بشقاب که توش سبزیجات بود داد بهم
_ اینجا هیچکس حق ندارن چیزای مضر بخورن
انقد سرد بود که تعجب کردم
صدای بقیه پسرا رو میشنیدم که در گوش یه پسره دیگه میگفت که استاد حتی به خواهر خودش هم رحم نمیکنه
میخواستم یکم خودمو لوس کنم که دیدم نخیر نمیشه
بزور سبزیجات رو خوردم و ظرفشو انداختم اشغالی
_ همه سر تمریناتشون کسی رو نبینم که کاری نمیکنه وگرنه تنبیه میکنم
رفتم سمت یه پسره و اروم گفتم
+ تهیونگ چرا اینجوری میکنه
_ اخلاقشه اینجوری میکنه که ما بهتر بشیم
+ آهان
_ کیم جنی چرا سر تمریناتت نیسی ؟ تنبیهت میکنمت تا ده دقیقه صندلی بشین اگه پاشی یا لیز بخوری نیم ساعت باید صندلی بشینی
دیدگاه ها (۰)

این یه عشقه بیبپارت : 17( سه سال بعد) سه سال میشه که گذشته ف...

این یه عشقه بیبپارت : 15تهیونگ یه لباس نیم تنه استین حلقه‌ای...

این یه عشقه بیبپارت : 14توی خواب نازم بودم که تهیونگ بیدارم ...

in your eyes

🍀پارت دوم🍀 💘عشق زیبا اما دردناک💘تازه...

پارت ۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط