{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این یه عشقه بیب

این یه عشقه بیب
پارت : 15

تهیونگ یه لباس نیم تنه استین حلقه‌ای و یه شرتک که کلا سیاه بود داد بهم
+ اوپا اینو از کجا اوردی
_ از زنداداشت قرض گرفتم فعلا
تعجب کردم کی رو داشت می‌گفت تهیونگ تک خنده‌ای کرد و گفت
_ منظورم لیا هس منو لیا رفتیم تو رابطه
اهمیت ندادم لباسارو ازش گرفتم رفتم داخل اتاق پرو و لباس هارو پوشیدم
پوست سفیدم خیلی تو چشم بود اما مهم نیس
موهامو از بالا بستم و اومدم بیرون این هیونگ اومد جلوم و گفت
_ از این به بعد من مربیتم و باید یه حرف من گوش بدی
+ وا پس تهیونگ اینجا چیکارس من میخوام تهیونگ بهم اموزش بده
_ نمیشه چون سطح اموزشت خیلی پایینه تهیونگ به سطح های بالا اموزش میده
هوفییی کردم که تهیونگ اومد و گفت اینجا چه خبره اما این هیونگ چیزی نگفت
_ این هیونگ من میخوام خودم به جنی اموزش بدم
_ یعنی چی سطح اموزشش خیلی پایینه
_ میدونم اما قراره کلی ورزش های رزمی یادش بدم مثل کیک بوکس
_ که اینطور باشه راستی میخوای به مسابقه مافیا‌ها ببریش ؟
_ اره اگه خیلی خوب باشه چرا که نه میبرمش
دیدگاه ها (۰)

این یه عشقه بیبپارت : 16اولش گرم کردم و پیش تهیونگ وایسادم ت...

این یه عشقه بیبپارت : 17( سه سال بعد) سه سال میشه که گذشته ف...

این یه عشقه بیبپارت : 14توی خواب نازم بودم که تهیونگ بیدارم ...

این یه عشقه بیبپارت :13 همه چیو به تهیونگ گفتم تهیونگ مونده ...

چند پارتی...Love in three seconds💘Part7لیا: حالا چرا تب کردی...

چند پارتی...Love in three seconds💘Part10دختر در از اتاق بیرو...

(لطفا حمایت کنید❤)P:۵دم فروشگاه وایسادیم که چویی: برو داخل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط