{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۷



رفتم بغلش که گفت
-عزیزم می تونم بوست کنم ؟
+نه (خجالت زده)
-چرا عزیزم ؟
+آخه هنوز من ازت خجالت می کشم
-عزیزم می خوای یک کاری کنم دیگه خجالت نکشی
+نه هنوز زوده
-باشه (چیه کلک انتظار چی داشتی ها 😂 😂 توی کامنتا بگو )
+شب توی بغل هم خوابیدیم
§میگم جئون بیا بریم خونشون سوپرایزشون کنیم
¥موافقم

توی خونه ات اینا

اول بریم توی اتاق کوک

+بیدار شده بودیم داشتیم قربون صدقه هم می‌رفتیم که یکهو در باز شد

¥چشمم روشن (چشم دلم روشن این چه یاریه ) 🥳🥳🥳
§مگه شما از هم متنفر نبودید ؟
+-خوب الان دیگه نیستیم( همزمان )

عجب خواستیم بگیم که.......



ادامه دارد ....
به نظرتون چیه می خوان بگن توی کامنتا بگین 💓💓🪻🪻🙏🏻🙏🏻🌼💖🤍
دیدگاه ها (۴)

خوشحال میشم نظرتون رو در کامنتا بگید 🍄🍁🍂🌺🌺🌺🌺🌺💖

مهمخواندن اجباری

پارت دو هفته بعد -بزار یک زنگ به ات بزنم دلم براش تنگ شده ول...

تمام غذا هایی که ات درست کرده بود 🍲🍣🫕🦞🍤🍚🥡🍥🍡

Part: 38هواپیما فرود اومد .همه پیاده شدن .دلم به طرز عجیبی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط