پارت نه
پارت نه
عشق یا مرگ
وارد کلبه میشه وقتی میره تو یه چیز تیز سمتش پرتاب میشه که ملکه به خاطر قدرت خدادادی اونو مهار میکنه
ملکه ،جای تشکرته
هوسوک ،تو کی هستی
ملکه ،منو نمیش،،،خب من یکیم که کمکت کرده
هوسوک ، ممنون و میخواست بره که زخمش درد گرفت
ملکه ،واقعا انتظار نداری که اون زخمای شدید به این زودی ها خوب شه
هوسوک،چه اتفاقی برامن افتاد
ملکه ،خب من داشتم قدم میزدم دیدم یکی رو زمین افتاد و زخمیه پس کمکش کردم و الآنم بعد دوماه بیدار شده
هوسوک ، دوماه آیی لعنت بهش
ملکه ، حالا هم آروم باش راستی اسمت چیه
هوسوک ، هوسوک جانگ هوسوک
ملکه ، او هوسوک چه اسم جالبی
هوپی ، یه سریا جیهوپ یا هوپی صدام میکنن
ملکه ، جالبه جیهوپ
راستی از کدوم پادشاهی هستی
هوپی ، چرا باید بهت بگم
ملکه ، خوب باشه الان نگو من که بالاخره میفهمم بیا اینم غذات بخور جون بگیری که زود تر از شرت خلاص شم
هوپی ، ممنون
و روز ها همین طور میگذشت و میگذشت چندین ماه رفت و این دوتا مثل چی عاشق هم شدن جوری که جونشونم برا هم میدادن پس پسر داستان تصمیم گرفت همه چی رو به دختر بگه و برای اولین بار اسمشو بپرسه
یه شب تو شبی که ماه کامل بود دختر باز هم تو زنان مشخص شده رسید
ملکه ، سلام
هوپی ، سلام بیا بشین کارت دارم
ملکه ، چیزی شده
هوپی ، اره شده بیا
و باهم تو بالکن میشینن
هوپی ، من شاهزاده شیاطین و پسر سرور بزرگ جهنم هستم
ملکه ، تو داری چی میگی
هوپی ، من به خاطر یه سری شورش زخمی شدن و برای نجات جون خودم به مرز پناه آوردم که بعدشم تو منو پیدا کردی روز ها همین جور داره میگه و من خیلی وقته فهمیدم که چقدر دوست دارم
ملکه ، جیهوپ ما من خب ..
هوپی ، آروم باش عزیزم و بعد هوپی لبای ملکه رو میبوسه
ملکه ، که تو شک بود گفت ما هیچ وقت نمی تونیم باهم باشیم
هوپی ، اگه هر دومون به خوایم میشه
ملکه ، دوست دارم
هوپی ، منم دوست دارم
روز ها گذشت که برای شاهزاده شیاطین نامه ای با مهر سرخ اومد (دوستان مهر سرخ روی نامه یعنی اون خیلی واجبه و از طرف شاه هست)
تو نامه نوشته بود که باید هرچه سریع تر برگرده پیش قلمروش تا بتونه اونجا رو اداره کنه و شورش رو از ببین ببره و اون هم که چاره ای نداشت نامه ای که گفته بود سه شبانه روز دیگه میرسم رو برای پادشاه فرستاد
اون شب ملکه رو عاشقانه بوسید و ملکه هم اون رو بدرقه کرد
هوپی ، منتظرم باش من برمیگردم
ملکه ، من تورو تو ماه کامل بدرقه کردم و تو داری میری اما تادت باشه من تو ماه کامل منتظرت هستم که باز هم برگردی
هوپی ، من برمیگردم و میره
دو سال میگذره و ملکه هر چهار ده روز یک بار اونم در ماه کامل به کلبه میره اونجا رو تمیز میکنه و بعد با نیومدنش بر میگرده خونه اما بعد از این همه سا.....
عشق یا مرگ
وارد کلبه میشه وقتی میره تو یه چیز تیز سمتش پرتاب میشه که ملکه به خاطر قدرت خدادادی اونو مهار میکنه
ملکه ،جای تشکرته
هوسوک ،تو کی هستی
ملکه ،منو نمیش،،،خب من یکیم که کمکت کرده
هوسوک ، ممنون و میخواست بره که زخمش درد گرفت
ملکه ،واقعا انتظار نداری که اون زخمای شدید به این زودی ها خوب شه
هوسوک،چه اتفاقی برامن افتاد
ملکه ،خب من داشتم قدم میزدم دیدم یکی رو زمین افتاد و زخمیه پس کمکش کردم و الآنم بعد دوماه بیدار شده
هوسوک ، دوماه آیی لعنت بهش
ملکه ، حالا هم آروم باش راستی اسمت چیه
هوسوک ، هوسوک جانگ هوسوک
ملکه ، او هوسوک چه اسم جالبی
هوپی ، یه سریا جیهوپ یا هوپی صدام میکنن
ملکه ، جالبه جیهوپ
راستی از کدوم پادشاهی هستی
هوپی ، چرا باید بهت بگم
ملکه ، خوب باشه الان نگو من که بالاخره میفهمم بیا اینم غذات بخور جون بگیری که زود تر از شرت خلاص شم
هوپی ، ممنون
و روز ها همین طور میگذشت و میگذشت چندین ماه رفت و این دوتا مثل چی عاشق هم شدن جوری که جونشونم برا هم میدادن پس پسر داستان تصمیم گرفت همه چی رو به دختر بگه و برای اولین بار اسمشو بپرسه
یه شب تو شبی که ماه کامل بود دختر باز هم تو زنان مشخص شده رسید
ملکه ، سلام
هوپی ، سلام بیا بشین کارت دارم
ملکه ، چیزی شده
هوپی ، اره شده بیا
و باهم تو بالکن میشینن
هوپی ، من شاهزاده شیاطین و پسر سرور بزرگ جهنم هستم
ملکه ، تو داری چی میگی
هوپی ، من به خاطر یه سری شورش زخمی شدن و برای نجات جون خودم به مرز پناه آوردم که بعدشم تو منو پیدا کردی روز ها همین جور داره میگه و من خیلی وقته فهمیدم که چقدر دوست دارم
ملکه ، جیهوپ ما من خب ..
هوپی ، آروم باش عزیزم و بعد هوپی لبای ملکه رو میبوسه
ملکه ، که تو شک بود گفت ما هیچ وقت نمی تونیم باهم باشیم
هوپی ، اگه هر دومون به خوایم میشه
ملکه ، دوست دارم
هوپی ، منم دوست دارم
روز ها گذشت که برای شاهزاده شیاطین نامه ای با مهر سرخ اومد (دوستان مهر سرخ روی نامه یعنی اون خیلی واجبه و از طرف شاه هست)
تو نامه نوشته بود که باید هرچه سریع تر برگرده پیش قلمروش تا بتونه اونجا رو اداره کنه و شورش رو از ببین ببره و اون هم که چاره ای نداشت نامه ای که گفته بود سه شبانه روز دیگه میرسم رو برای پادشاه فرستاد
اون شب ملکه رو عاشقانه بوسید و ملکه هم اون رو بدرقه کرد
هوپی ، منتظرم باش من برمیگردم
ملکه ، من تورو تو ماه کامل بدرقه کردم و تو داری میری اما تادت باشه من تو ماه کامل منتظرت هستم که باز هم برگردی
هوپی ، من برمیگردم و میره
دو سال میگذره و ملکه هر چهار ده روز یک بار اونم در ماه کامل به کلبه میره اونجا رو تمیز میکنه و بعد با نیومدنش بر میگرده خونه اما بعد از این همه سا.....
- ۷.۲k
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط