{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتگوی کاملاً جدی بین دو دخدر در تاکسی :

گفتگوی کاملاً جدی بین دو دخدر در تاکسی :
اولی : مربی تئاترمون قبلاً دستش تومور داشته !
دومی : تومور مغزی ؟!
اولی : نمی دونم ، اونشو نگفت !

خدا خواستی شفا بدی بذار تو اولویت :|
دیدگاه ها (۴)

دختره اومده تو اسباب بازی فروشی دوستم، برگشته میگه : . . . ....

ﺧﻮﺍﻫﺮﺯﺍﺩﻡ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺻﻔﺮ ﺷﺪﻩ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﮔﻪ ﺵ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﯾﻢ ﺣﻘﺶ ...

مامانم : شام چی میخوری ؟ من : مدرسان شریف مامانم : چی ؟ من :...

یﻪ ﻓﺎﻧﻮﻥ ﻧﺎﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﻢ ﻫﺲ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻭ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤ...

آخرین بحث پارت ۴

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

🦢 پارت بیست‌وچهارم | هدفجنگکوک گوشی را محکم در دستش فشرد.— م...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

میبخشی پارت ۳

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط