{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان بودُ

زمستان بودُ
برف بودُ
سرما بود
زمستانی که جز خاطراتِ محوِ تو
دلم گرمِ هیچ ردِّ پایی‌ نبود
دیدگاه ها (۱)

‎دلتنگی‌ را باید گفت، حتی اگر طوری به جان خودت و واژه‌ها بیف...

آغوشت قبیله ای‌‌ وحشیبا آتشیبرای پایکوبی با جادوییبرای فریبد...

بعضی از زخم ها باید باز باشند تا با سوزششان بشود خاطره بازی ...

به این در و آن در می زنمیکی از این درهارو به آغوش تو باز شود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط