{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت جدید

پارت جدید

+قرار نیست بمیری قراره به بهترین شکل تا آخر عمرت عذاب ببینی؟
..:تو قراره منو عذاب بدی ؟ مطمئنی؟
*که کلارا یکی زد توی گوشش
÷ بزودی متوجه میشی ، عجله نکن
& میدونید که نباید بکشیدش دیگه؟
÷آره اونو که میدونیم
..:میخواین ازم بازجویی کنید؟ فکر میکنید واقعا جواب میدم؟ * پوخند عین دیوونه ها

☆☆☆☆☆☆☆☆☆

ویو خیلی جلوتر :
+:
توی دفتر نشسته بودم. اگه آقای لی کلارا رو لو بده و حتی حرف کلارا درست باشه چی ؟ جیمز لعنتی رو چیکار کنم ؟ ***توی همین فکر ها بودم که، کسی در زد .....
+الان وقتش نیست ..*تو ذهنش ...کیه؟
که در و باز کرد و اومد تو
+(بدون که ببینم کیه : هی براچی*عصبی
&خانم جونز، منم آروم باشید
+چیزی شده؟ *آقای لی
&پرونده هارو آماده کردم ... فردا زمان بازجویی اعلام شد .
+او ، اصلا یادم رفته بود
&همین ، من دیگه برم
+نگاهی به پرونده انداختم
+واقعا نمیفهمم کشتن آدما چه لذتی براشون داره ؟هعی
خب اون دختر درست میگفت اون جیمزه با فامیلی لی ... چی ؟ لی؟ یع..یعنی ..با آقای لی نسبت داره؟



کم شد ولی بقیه شو فردا شب میزارم
دیدگاه ها (۰)

پارت جدید امتحان داشتم امیدوارم فحشم ندیدسعی کردم بقیه اصلاع...

مربوط به رمان...

جیسو علی

پارت جدیدیدیدکه کلارا رو دیدم ...داشت با عصبانیت نگام می‌کرد...

نکته : خواندن این سناریوی بدون لایک و کامنت حرام است

عشق خیانت انتقام

سناریوی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط