{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت جدید

پارت جدید
امتحان داشتم امیدوارم فحشم ندید

سعی کردم بقیه اصلاعات رو بخونم ، که با مشخصات پدر برخوردم ... نه امکان نداره ایم مشخصات آقای لی ..ن..نه . خودش این پرونده رو آماده کرده پ..پس چرا وای دارم دیوونه میشم .

دویدم و به سمت اتاق پرونده ها رفتم و در رو پشت سرم بستم ، و برگشتم که آقای لی رو دیدم .
+هی تو... تفنگمو برداشتم و رو سرش گذاشتم.... تو میدونستی اون کیه.... میدونستییی(داد)
&(پوزخند) که چی ... پسرمه ؟ اره درسته
+با پام زدم و تو شکمش و هلش دادم که خورد به قفسه پروند هها و پرونده ها ریخت روی زمین ..
+عوضی(داد)
اونم توی همون لحظه تفنگشو برداشت و به سمت گرفت الان هردو مصلح بودیم (اسلاید بعد)
&میخواستم ببینم که ... توانشو داری ی..یا نه
+آقای رئیس‌هم همین کارو کرد . (یکی زدم تو گوشش )
و میخواستم داد بزنم که صدای رئیس رو از پشت در شنیدم .
_خانم جونز لطفا در رو باز کنید
+(نمیخواستم بهش آسیبی بزنم شاید پسرش‌بود ولی برای گرفتنش بهم کمک کرد ولی برام سواله چرا بهم کمک کرد؟
+برو عقب‌‌ ..
رفتم و در رو باز کردم ، همه ی نگهبانا و مامور ها و کارکنان داشتن نگاهمون میکردن .
_ مشکلی پیش اومده؟
+....

میدونم کم شد بقیه شو فردا میزارم
دیدگاه ها (۰)

مربوط به رمان...

پارت جدید ، میدونم دیر شد+خواستم چیزی بگم که رئیس نزاشت_مگه ...

پارت جدید +قرار نیست بمیری قراره به بهترین شکل تا آخر عمرت ع...

جیسو علی

پارت ۴۳

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط