{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی در کوچه غربت قیامت را به پا کردم

شبی در کوچهٔ غربت قیامت را به پا کردم

نشستم زیرِ دیواری به یادت گریه ها کردم

صـدای گریـه ام پیچیـد در آفـاقِ تـنهایی

تو را از دور دستِ خاطراتِ خود صدا کردم


❀•─┅═┅❀♥️❀┅═┅─•❀
دیدگاه ها (۴)

😁😁😁😁

🤣🤣🤣🤣خخخخخ

#خاص

هرزه ی حکومتی پارت ۶اومد سمتم....موهام و گرفت و بلندم کرد کو...

پارت ۱۸ (پارت غمگین)ویو تهکوک با اسلحه پشت سر پائولو وایستاد...

رفتم دست و صورتمو شستم و نشستم رو تخت اجوما اومد بهم گفت بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط