{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک مترسک خریده ام

یک مترسک خریده ام
عطر همیشگی ات را به تنش زده ام ؛
گوشه ی اطاقم ایستاده !
درست مثل توست ؛
فقط این که روزی هزار بار
مرا از رفتنش نمی ترساند ...!

#فرناندو_پسوا
دیدگاه ها (۳)

این شهر پر از صدای پای مردمیستکه همچنان که تورا می بوسندطناب...

گفته بودیهر وقت که شعر می‌نویسیدوستم بدارنمیدانماز این همه ش...

مردی در ساحل...[پارت آخر]چند ماه بعد...خانه دیگر شبیه روزهای...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟔که یه یهو صفحه گوشی روشن شدم...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط