{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک مترسک خریده ام

یک مترسک خریده ام
عطر همیشگی ات را به تنش زده ام ؛
گوشه ی اطاقم ایستاده !
درست مثل توست ؛
فقط این که روزی هزار بار
مرا از رفتنش نمی ترساند ...!

#فرناندو_پسوا
دیدگاه ها (۳)

در طول جنگ دستمالی داشتم که همیشه همراهم بود. این دستمال را ...

رها💔 ویک روز من خفته در تابوت سردو تاریک بر دوش کسانی که شای...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

like swan 🦢#like_swan 𝑃𝑇 11تماس قطع شد.ات کتاب رو برداشت و ا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

«کسی که برگشت»ات هنوز وسط راهرو ایستاده بود.مدرسه ساکت بود.خ...

🖤 مافیای منقسمت ششم | شکات با همان حالت لجبازانه جلوی در ایس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط