هانول اها

هانول: اها
کارینا:(با تعجب به هانول نگاه میکنه)
هانول: چیزی شده؟
کارینا: الان نمیخوای بگی چقدر کراشه یا بچسبی بهش؟؟؟؟
هانول: معلومه که نه
کارینا: چرا؟ چطوری؟
هانول: اولا منو مامانم درست تربیت کرده دومن من از پسرا متنفرم
کارینا: اوووووووو، خب حالا بیا بریم پیش هیون
هانول:چرا باید بریم؟
کارینا: چون دوست صمیمیه
هانول: حالا مجبوریم بریم؟
کارینا: چیه ازش خوشت اومده؟
هانول: نه بابا کی گفته
کارینا: ها جون عمت کج بیشین راست بوگو(کج بیشین راست بگو نمیدونم معنیشو میدونید یا نه ولی یه اصطلاح شیرازیه که یعنی داری دروغ میگی)
هانول: نه به خدا جدیم
کارینا: خب پس بیا بریم
کارینا دست هانول رو گرفت و برد سمت هیون
خلاصه با هم سلام کردن و نشستن روی یکی از نیمکت هایتوی حیاط دانشگاه
هیون: کارینا من فردا شاید نیام دانشگاه
کارینا: چرا؟
هیون: چراش به تو ربطی نداره فقط خواستم اگه معلم گفت هیونجین کجاست بگو سرما خورده بود
کارینا: خب باشه
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۶)

چرا واقعا؟؟؟؟

وای بچه ها داشتم پارت سوم فیک رو مینوشتم بابام ترسوندم دستم ...

۱.چهره هانول۲.چهره کارینا۳.چهره هیونجین۴.چهره یونجونمیدونم ه...

فیک عشق ساکت من پارت دوم: که یهو... یه پسره اومد و دست وونی...

🧸Shadow of Love{part 4} 🦋× وایییی باورم نمیشه .... خالمهه .....

time eout

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط