فیک عشق ساکت من پارت دوم

فیک عشق ساکت من پارت دوم:
که یهو...
یه پسره اومد و دست وونیونگ رو ازم جدا کرد.
وونیونگ: وای اوپا اومدی؟ دیدی دختر کوچولوت داره از خودش مراقبت میکنه؟(کیوت)
پسره: وونیونگ انقد چندش بازی در نیار!
وونیونگ: ولی_
پسره: ولی نداره وونیونگ من ازت خوشم نمیاد چرا نمیفهمی؟؟؟
پسره اومد سمتم و نگام کرد
پسره: ببینم حالت خوبه؟
هانول: اوهوم
پسره: دانش اموز جدیدی درسته؟
هانول: اوهوم
پسره: او خب خوش اومدی کمکی خواستی بهم بگو تا راهنماییت کنم
هانول: خب راستش من نمیدونم کلاس.... کجاست؟
پسره منو تا کلاس همراه یکرد و رفت
رفتم داخل کلاس
هانول: سلام ببخشید دیر شد یه اتفاقی افتاد
معلم: سلام عزیزم مشکلی نیست فقط خودتو به یچه ها معرفی کن
هانول: چشم، من هانول هستم، کیم هانول،هجده سالمه
معلم: او چه خوب دخترم میتونی پیش_
کارینا: خانم میتونه پیش من بشینه؟
معلم: اره حتما
رفتم پیشش نشستم
دختر خوبی بود همو به هم معرفی کردیم و زنگ تفریح خورد
کارینا دستم رو گرفت و منو با همه جا اشنا کرد
که یهو اشاره کرد به همون پسری که امروز صبح کمکم کرد
کارینا: اون پسره خوشتیپ ترین پسر این دانشگاهه،اسمش هم هیونجینه ولی متاسفانه با دخترا حال نمیکنه و باهاشون حرف نمیزنه
هانول: اها
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱)

۱.چهره هانول۲.چهره کارینا۳.چهره هیونجین۴.چهره یونجونمیدونم ه...

هانول: اهاکارینا:(با تعجب به هانول نگاه میکنه) هانول: چیزی ش...

ازشون متنفرم

حققققق

فیک عشق های وحشی پارت «۲»

فیک عشق ساکت من پارت اول: ویو هانول: تو کافه بودم که یه پسره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط