آینه گفت چرا دیر کرده است ، نکند دل دیگری او را اسیر کرده
آینه گفت چرا دیر کرده است ، نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟ /
گفتم او فقط اسیر من است ، فقط لحظه ای چند تاخیر کرده است /
شاید هوا سرد بوده است،شاید موعد قرار تغییر کرده است /
خندید آینه به سادگیم و گفت : عشق پاک تو را زنجیر کرده است /
گفتم درباره عشق من چنین سخن مگوی /
گفت : خوابی !
او سالهاست که دیر کرده است /
در آینه به خود مینگرم ، آه /
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است /
راست گفت آینه که دیگر منتظر نباش ،
او برای همیشه دیر کرده است...
گفتم او فقط اسیر من است ، فقط لحظه ای چند تاخیر کرده است /
شاید هوا سرد بوده است،شاید موعد قرار تغییر کرده است /
خندید آینه به سادگیم و گفت : عشق پاک تو را زنجیر کرده است /
گفتم درباره عشق من چنین سخن مگوی /
گفت : خوابی !
او سالهاست که دیر کرده است /
در آینه به خود مینگرم ، آه /
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است /
راست گفت آینه که دیگر منتظر نباش ،
او برای همیشه دیر کرده است...
- ۱.۲k
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط