خب نویسنده نوکتیس صحبت میکنه🗣️
خب نویسنده نوکتیس صحبت میکنه🗣️
از کجا شروع کنم..
اهم..
اهم..
خببببببب..
بچه ها بله جونگکوک و تهیونگ دو گرگینه دیپی بودن..
همتون باهوش بودین🤓
و اینکه گرگینه جاتهی هم آقای کای بود..
همون مدیر مدرسه..
بزارین یه چیز دیگه هم بگم..
گرگینه جاتهی همون پدر ورا بود..
یعنی آقای کای با یه قیافه دیگه خودشو انسان کرده و اومده نقش آدم خوبه رو بازی میکنه 🗿🤌🏻
خب اینم گفتم..
بریم سراغ ورا..
بچه ها ورا از قبل خاص ترین روح تو بدنش نبود..
خاص ترین روح قبلا مال مامان ورا بود..🤓
همین که مامان ورا توسط یه گرگینه دیپی که همون جونگکوک بودش کشته شدن روح به دست پدر ورا میره یا بهتره بگم گرگینه جاتهی...
حالا میگید چرا وقتی روح پیش گرگینه جاتهی بوده پیش خودش نگه نداشته تا به گرگینه ای بده که لایقش هستش..
سوال خوبیه😑🎀
چون اون روح باید وارد بدن یکی بشه و اونم بدن ورا بود..
بدن ورا یه جوری بوده که توانایی نگه داشتن اون روح رو داشته..
یعنی یه غیر از روح خود بدنش هم خاص بوده..
درک میکنم نفهمیدین🤓
میگفتم خیلی پیچیدس باور نمیکردین..
حالا حالا..
الان چیو بگم..
آها..
راجب جونگکوک و ورا..
قرار بود آخر فیک بهم نرسن 🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠
ورا قرار بود آخر فیک با گرگینه ها حتی جونگکوک بجنگه و اون گرگینه جاتهی ******* بکش/تش..
و جونگکوک یه عمر افسوس بخوره..
و بعد..
اون جایی که میخواستن به ورا تج. اوز کنن..
بله..
اونجا هم جونگکوک نجاتش میده..
حتی وقتی اونو سالم برمیگردونه به اتاقش چشمش میوفته به زخم روی مچ دستش و کنترل از دستش خارج میشه..
منحرف نشید چون منظورم این بود که به زور خودشو کنترل کرد تا روحشو از بدنش ندزده😃
دیگه چی بگم..؟
اممممم..
و اینکه راجب کایرا..
کایرا یه جاسوس جن. ده از طرف مایای ***** 💆🏻♀️ بود..
و تقریباااااا اخرای فیک ورا میفهمه داشته ازش سو استفاده میکرده و حتی ورا با موهای کایرا میگیره خفش میکنه💃🏻
و...
اهم..
راجب مایا..
قرار بود مایا از تهیونگ حا..مله بشه🥴
همون شبی که قرار بود ورا و جونگکوک باهم بخو..ابن(😑🤌🏻) اینا برای بار سوم باهم رابطه اهم اهم دارن..😑💔
و خب حتی چند بار کایرا به ورا میگفت که مایا یکی دیگه رو دوست داره ولی به اجبار خانوادش با جونگکوکه..
اونم تهیونگ بود🤓
دیگه چی بگم..
آها یه چیز دیگه..
ته یانگ و جی وون هم دست راست حکومت جی و نه بودن..
یعنی دست راست جونگکوک و تهیونگ🤓
یه چیز دیگه(چیز ها تمومی ندارن😐🎀)
مامان ورا الان گرگینه نیس..
یه آدم معمولیه..
آدمی که نه بدن خاص داره نه روح خاص..😑
همونایی که گرگینه ها باهاشون کاری ندارن..🤓
فک کنم چیزی نمونده..
نه نه..
یه چیز دیگه آخر فیک قرار بود جونگکوک و تهیونگ انسان بشن یعنی دیگه چیزی به نام گرگینه وجود نداشته باشه..
بعد دوباره با هم دوست صمیمی میشن🫠
هعی..
دیگه تموم شد..
این فیکو تموم کردم..
نه تموم نکردم نصفه گذاشتم قبول دارم😞
ولی من به حمایت نیاز دارم نانازا..
کسایی که حمایت میکنن رو خیلی دوست دارم خیلیییییییییییییی..
ولی کسایی که فالو میکنن..فقط استوری میبینن و بیتفاوت رد میشن رو نه..!!
میاین میگین چون نتا بین المللی شده کسی تو ویس نیس..
ولی اگه واقعا اینجوری بود من اصلا ۱۰۰۰ تایی نمیشدم..
همون ۹۰۰ تایی میموندم..
پس هنوز تعداد کسایی که تو ویسگون هستن کم نشده فقط من حمایت نمیشم یا اونایی که حمایت نمیکنن منتظر فیک بعدیاین..🙂💔
پس منم بیشتر از این به خودم زحمت ندادم..
چون واقعا نویسندگی سخته..
مخصوصا برای کسی که زندگی سختی مثل من داره..
خب حالا زیاد حرف زدم..
راجب فیک بعدی؟
این پست و پستای قبلی به ۱۱۰ لایک برسه میزارم..
و اینکه بین دو ایده گیر کردم..
وقتی شرطا رسید ایده هامو میزارم تا ببینم کدومش پرطرفدار تره اونو میزارم..
حالا حالا..
فعلا تا فیک بعدی..(بعد دو هفته😑💔)
از کجا شروع کنم..
اهم..
اهم..
خببببببب..
بچه ها بله جونگکوک و تهیونگ دو گرگینه دیپی بودن..
همتون باهوش بودین🤓
و اینکه گرگینه جاتهی هم آقای کای بود..
همون مدیر مدرسه..
بزارین یه چیز دیگه هم بگم..
گرگینه جاتهی همون پدر ورا بود..
یعنی آقای کای با یه قیافه دیگه خودشو انسان کرده و اومده نقش آدم خوبه رو بازی میکنه 🗿🤌🏻
خب اینم گفتم..
بریم سراغ ورا..
بچه ها ورا از قبل خاص ترین روح تو بدنش نبود..
خاص ترین روح قبلا مال مامان ورا بود..🤓
همین که مامان ورا توسط یه گرگینه دیپی که همون جونگکوک بودش کشته شدن روح به دست پدر ورا میره یا بهتره بگم گرگینه جاتهی...
حالا میگید چرا وقتی روح پیش گرگینه جاتهی بوده پیش خودش نگه نداشته تا به گرگینه ای بده که لایقش هستش..
سوال خوبیه😑🎀
چون اون روح باید وارد بدن یکی بشه و اونم بدن ورا بود..
بدن ورا یه جوری بوده که توانایی نگه داشتن اون روح رو داشته..
یعنی یه غیر از روح خود بدنش هم خاص بوده..
درک میکنم نفهمیدین🤓
میگفتم خیلی پیچیدس باور نمیکردین..
حالا حالا..
الان چیو بگم..
آها..
راجب جونگکوک و ورا..
قرار بود آخر فیک بهم نرسن 🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠
ورا قرار بود آخر فیک با گرگینه ها حتی جونگکوک بجنگه و اون گرگینه جاتهی ******* بکش/تش..
و جونگکوک یه عمر افسوس بخوره..
و بعد..
اون جایی که میخواستن به ورا تج. اوز کنن..
بله..
اونجا هم جونگکوک نجاتش میده..
حتی وقتی اونو سالم برمیگردونه به اتاقش چشمش میوفته به زخم روی مچ دستش و کنترل از دستش خارج میشه..
منحرف نشید چون منظورم این بود که به زور خودشو کنترل کرد تا روحشو از بدنش ندزده😃
دیگه چی بگم..؟
اممممم..
و اینکه راجب کایرا..
کایرا یه جاسوس جن. ده از طرف مایای ***** 💆🏻♀️ بود..
و تقریباااااا اخرای فیک ورا میفهمه داشته ازش سو استفاده میکرده و حتی ورا با موهای کایرا میگیره خفش میکنه💃🏻
و...
اهم..
راجب مایا..
قرار بود مایا از تهیونگ حا..مله بشه🥴
همون شبی که قرار بود ورا و جونگکوک باهم بخو..ابن(😑🤌🏻) اینا برای بار سوم باهم رابطه اهم اهم دارن..😑💔
و خب حتی چند بار کایرا به ورا میگفت که مایا یکی دیگه رو دوست داره ولی به اجبار خانوادش با جونگکوکه..
اونم تهیونگ بود🤓
دیگه چی بگم..
آها یه چیز دیگه..
ته یانگ و جی وون هم دست راست حکومت جی و نه بودن..
یعنی دست راست جونگکوک و تهیونگ🤓
یه چیز دیگه(چیز ها تمومی ندارن😐🎀)
مامان ورا الان گرگینه نیس..
یه آدم معمولیه..
آدمی که نه بدن خاص داره نه روح خاص..😑
همونایی که گرگینه ها باهاشون کاری ندارن..🤓
فک کنم چیزی نمونده..
نه نه..
یه چیز دیگه آخر فیک قرار بود جونگکوک و تهیونگ انسان بشن یعنی دیگه چیزی به نام گرگینه وجود نداشته باشه..
بعد دوباره با هم دوست صمیمی میشن🫠
هعی..
دیگه تموم شد..
این فیکو تموم کردم..
نه تموم نکردم نصفه گذاشتم قبول دارم😞
ولی من به حمایت نیاز دارم نانازا..
کسایی که حمایت میکنن رو خیلی دوست دارم خیلیییییییییییییی..
ولی کسایی که فالو میکنن..فقط استوری میبینن و بیتفاوت رد میشن رو نه..!!
میاین میگین چون نتا بین المللی شده کسی تو ویس نیس..
ولی اگه واقعا اینجوری بود من اصلا ۱۰۰۰ تایی نمیشدم..
همون ۹۰۰ تایی میموندم..
پس هنوز تعداد کسایی که تو ویسگون هستن کم نشده فقط من حمایت نمیشم یا اونایی که حمایت نمیکنن منتظر فیک بعدیاین..🙂💔
پس منم بیشتر از این به خودم زحمت ندادم..
چون واقعا نویسندگی سخته..
مخصوصا برای کسی که زندگی سختی مثل من داره..
خب حالا زیاد حرف زدم..
راجب فیک بعدی؟
این پست و پستای قبلی به ۱۱۰ لایک برسه میزارم..
و اینکه بین دو ایده گیر کردم..
وقتی شرطا رسید ایده هامو میزارم تا ببینم کدومش پرطرفدار تره اونو میزارم..
حالا حالا..
فعلا تا فیک بعدی..(بعد دو هفته😑💔)
- ۱.۹k
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط