{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی فقر از آستانهی در خانه عبور میکند تنها نان نیست

وقتی فقر از آستانه‌یِ در خانه عبور می‌کند، تنها نان نیست که از سفره‌ها رخت می‌بندد؛ بلکه نخستین قربانی، “اخلاق” و “رواداری” است. فقر، وقتی ریشه بدواند و سفره‌ها را کوچک کند، ردایِ فراخِ انسانیت را بر تنِ آدم‌ها تنگ می‌کند تا جایی که دیگر تابِ تحملِ یکدیگر را ندارند.

در چنین اتمسفری، جنایت لزوماً با سلاحی در دست و در تاریکیِ شب رخ نمی‌دهد. جنایت، هزار چهره‌یِ مدرن به خود می‌گیرد؛ از کاسبی که در ترازویش به نامِ بقا، کم‌فروشی می‌کند، تا تولیدکننده‌ای که از کیفیتِ کالا می‌کاهد و تاجری که بر زخمِ مردم نمکِ گران‌فروشی می‌پاشد. این‌ها همگی شاخه‌هایِ همان درختی هستند که ریشه‌اش در خاکِ فقر فرو رفته است. وقتی بقا به تنها اولویتِ موجود تبدیل شود، وجدان به حاشیه می‌رود و هر کس برای نجاتِ قایقِ خود، دیگری را به آب می‌اندازد.

حقیقتِ تلخی است که ایمان و عقیده، در زمینی که از فقر ترک خورده است، ریشه نمی‌گیرند. همان‌گونه که بزرگان گفته‌اند: “از دری که فقر وارد شود، ایمان از پنجره بیرون می‌رود.” چرا که برایِ انسانی که تمامِ توانش صرفِ سیر کردنِ شکمِ خویش و فرزندانش می‌شود، واژه‌هایی چون فداکاری، انصاف و صداقت، مفاهیمی لوکس و دور از دسترس به نظر می‌رسند. در دنیایی که نان نباشد، حرمت‌ها فرو می‌ریزند و جامعه به جنگلِ بدل می‌شود که در آن، هر تلاشی برای زنده ماندن، ناخواسته به قیمتِ لگدمال کردنِ حقی از حقوقِ دیگران تمام می‌گردد.
دیدگاه ها (۲)

ما در میانه‌یِ تقویمی گرفتار شده‌ایم که صفحاتش به هم چسبیده‌...

هر آشناییِ تازه، شبیه به گشودنِ کتابی‌ست که جلدِ درخشانش چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط