{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه بادباد ها ما را به آسمان برد

نه بادبادك ها ما را به آسمان برد
نه دست هايمان آن قدر گرم بُود
كه خورشيد را روشن كنيم
حالا
ديگر نه تو پشتِ پنجره می ايستی
نه من
از آن كوچه می گذرم..

عشق همين است
فقط می توان از آن
شعر ساخت!
..

🌲رضوان_ابوترابی
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

می‌تونستم تا آخر عمر از عالم و آدم شکایت کنم. می‌تونستم صبح ...

- ﺗﻘﻮﻝ ﻏﺎﺩﺓ ﺍﻟﺴﻤﺎﻥ ﻟﻐﺴﺎﻥ ﻛﻨﻔﺎنی:أﻋﻠﻢ ﺃﻧﻚ ﺗﻔﺘﻘﺪﻧﻲ ﻟﻜﻨﻚ ﻻ ﺗﺒﺤﺚ...

با من قهر باش! به دیدارم نیا! یا اگر تصادفی جایی مرا دیدی نگ...

و کاش پشتِ انبوهِ خاکستری پنجره زنی‌ را می‌‌دیدایستاده بر ...

🌱🍒در هیاهو و ازدحام اندیشه های تلخ وغم وُ حسرت نداشتنت قدم ب...

نام:وقتی پسر داییت بود و بعد از ۱۵ سال دیدیش پارت:۱۰بعد از ا...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۲۸تهیونگ دست مین جی را سمت لبش برد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط