عشق اغیشته به خون )

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۲۸

تهیونگ دست مین جی را سمت لبش برد و سفت بوسید زمزمه کنان گفت : از همه آدمای این دنیا عصبانی میشم از تو نمیتونم ..
قلب مین جی به حدی لرزید و مثل پتکی در سینه اش میکوبید در گلو زجه ای زد
تهیونگ دست مین جی را روی رون پای خودش گذاشت و با دست دیگرش سر مین جی را بلند کرد نگاهش سُر خورد روی اشک های او سپس نرم دستش را روی گردن او کشید : از خدا سپاسگزارم که ترو بهم داده
دخترک حالا بیشتر عذاب وجدان درونش گشت و زجه محکمی زد و اشک بیشتر ریخت و بلند گریه کرد .. تهیونگ نرم سمت لب های او خشم شد و چانه اش را محکم بوسید .. نشان‌دهنده تحسین و کامل دانستن همسرش از نگاه تهیونگ بود .. سپس اشک های او را جمع کرد بازم لب های دخترک را به لب های خود اسیر گرفت و عمیق‌تر بوسید ...
حالا اون دختر گریون آرام شده بود و دستش روی دست تهیونگ فشرده شد همانند عمیق لب او را رها نمود تا کمی ازش فاصله بگیرد .. تا به آغوش گرم تو برود ..
دیدگاه ها (۱)

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

قسمت بیست

سناریو

پارت ۸

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

پارت ۲۱«من میرم برات آب میارم.»«باشه»تهیونگ برق های خانه را ...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART:Tweنیکی و تهیونگ از سرجایشان ...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط