{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر جان من از درد و داغ سوخته است...

چقدر جان من از درد و داغ سوخته است...
تو دوری و دلم از اشتیاق سوخته است
شبیه جنگل آتش گرفته ای امشب...
تمام سینه ی من از فراق سوخته است
پر است سقف جهان از کلاغ های سیاه
دل قناری از این اتفاق سوخته است
به عکس های تو من خیره بوده ام تا صبح
برو که خاطره ات در اجاق سوخته است...
دیدگاه ها (۳)

آفرین! داری تو هم تمرین دوری میکنی؟!سالهای بین ما را سال نور...

قایقم را برگرفتم از دل دریا خودم می کشم بر دوش ، بار غصه ...

به غیرت و شرفش قول داد می ماندهمیشه تا به ابد هرچه باد می ما...

دوستت دارم که دوری کرده امترک دیدار حضوری کرده امبهر بهبود و...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

پارت ۱ ...با اینکه حالم خوب نبود بخاطر یه لیدی جذاب براتون گ...

پرسه در جنگل...کم‌کم هوا رو به غروب می‌رفت.ات و کوک با چند ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط