{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیکولی تو نمیدونی که من عاشقتم

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم

-وفقط اینجا میتونی خود واقعیت باشی

آرامش خاصی رو این جنگل به ادم منتقل میکنه صدای برخورد سنگا تو رودخونه همراه با صدای

برگ درختان هردو موسیقی های متفاوتی هستن

زیاد گفتم نه🤣

تو ارمشم غرق شده بودم که یادم افتاد امشب مهمونیه

به ساعت نگاهی انداختم ساعت 7 بود

پیاده هم اومده بودم یه ساعت راه ای خدا

یه ساعت بعد وارد خونه شدم خدمتمارا و بادیگاردا مشغول کارشون بودن

متوجه حضور من انگار نشدن اما وقتی فهمیدن که من هستم

به نشانه ی احترام برام خم شدن

همشون یه مشت هرزن (کوک ارام باش) 😐

وارد اتاقم شدم فک کنم ات حموم بود چون صدای آب میومد

منم حوله رو برداشتم بعد نیم ساعت از حموم دراومدم موهامو خشک کردم با حوله

مونده بودم چی بپوشم فرقی نداره من که همیشه لباسای سیاه میپوشم

یه کت و شلواری سیاه که وایب قدرت رو میداد انتخاب کردم حالا چرا وایب قدرت رو میداد چون یه مار سیاه قسمت بالایی کت بود ماری که دور یه عصا پیچیده همین خوبه

کت وشلوارم رو پوشیدم با استفاده از اسپری موهامو حالت دادم

و یه عطر تلخ با رایحه ی قهموه هم زدم

رفتم پایین ساعت نه ونیم بود به یکی از خدمتکارا گفتم که ات رو بره صدا بزنه

علامت خدمتکار =

-خدمتکارر(با داد )

=بله ارباب با من کاری داشتید

-برو خانم جعون رو صدا کن

=چشم ارباب هرچی شما بگید با اجازه

-ات وایساده بودم چرا اتقدر لفتش داد

به ساعت نگاه میکردم داشت دیر میشد

منتظر بودم که صدای کفش پاشنه بلند روی پله های عمارت باهم ترکیب شدن

همینا منو مجبور میکردن به توجهم به سمت پله ها بره

وقتی به پله ها نگاه کردم ات رو دیدم که...

پارت 37
دیدگاه ها (۱۵)

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم وقتی به ات نگاه کردم دید...

پارت 6 +توراه بودیم که کوک گفت -ات +هوممم بلهههه -میگمم میدو...

پارت5 اما یچیزی برام سواله ممکنه اون دو مهمون کوک وتهیونگ با...

چندپارتی. پارت 4 &کسی که باید ازش معذرت خواهی کنید ات هست نه...

نام فیک: عشق مخفیPart: 55/فردا/ویو ات*صبح با صدای مادرم و بر...

"۱۲:۳۷ ظهر-خونه ی نوا و جولی-نوا"از ساعت ۹ بود که بیدار بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط