{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبهایم از پیشانی ات جدا افتاده

لبهایم از پیشانی ات جدا افتاده
آغوشم تو را در خود کم دارد
احساسم در فراقت به باد میرود
شعرهایم در قلبم پنهان مانده
دستهایم هنوز تشنه ی دستهای توست
تا کی من میتوانم با این وسعت از عشق
جدایی تو را تاب بیاورم
آخر لبهای تو که نباشد بوسه به چه کارم می آید
چشمهای تو که نباشد برای چه شاعری کنم
موهای تو که نباشد برای چه عاشقانه بنویسم
تو که نباشی برای چه زنده بمانم
عیبی ندارد نازنینم
به نبودنهایت ادامه بده
تا روزی از این روزها
من در انتظارت بمیرم
اما یادت باشد
که با تمام نبودنهایت باز هم
دوستت میدارم #عاشقانه #عاشقانه_ها #دلنوشته_ها #دلنوشته #دلنوشته_های_من #دوستت_دارم
دیدگاه ها (۲)

اشک میریزم نمیدانیشعرهایم را نمیخوانیدوستت می دارم و افسوسدو...

.نزدیکتر بیامیخواهم بقیه ی عمرم رااز هوای نفسهای تو تنفس کنم...

.گفتی که تا همیشهدرمان دردهاییامروز کوه دردمپس نازنین کجایی؟...

.وقت آن نیست بیایی و مرا یاد کنی؟دل بیمار مرا هم ز غم آزاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط