{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این فیک چند پارتی هستش

این فیک چند پارتی هستش

از زبان ات:


زندگی اونجوری که فکر میکردم پیش نرفت سرنوشت انگار باهام بازی میکنه .
اول رابطه عاشقانه و رمانتیک خیلی عالی بود ولی رفته رفته اوضاع سرد و کدر شد جوری که لحظه هایی با خودم فکر میکنم که این رابطه بیهوده بود و از سر عشق نبوده .

هردفعه که از تهیونگ میپرسم چرا اینجوری شدی جواب نمیده یا به دعوا ختم میشه ولی من تهیونگ و دوست دارم باید هرجوری شده بفهمم چرا سرد شده


(چند روز بعد)
امروز بعد از چند روز تهیونگ به خونه اومد و مستقیم بدون هیچ سلامی به اتاقش رفت منم کلی غذا جور وا جور براش درست کردم

ادامه دارد......


به قلم ta_ta
دیدگاه ها (۱۲)

پارت دو...بعد از چند ساعت تهیونگ و برا شام صدا زدم ولی((من ش...

پارت سه....توی سئول کلی کار پاره وقت و کلی کارهای دیگه انجام...

این فیک اولم امیدوارم خوشتون بیاد🤍

اینجا فیک ات و تیونگ و داریم اگه درخواستی دیگه هم داشته باشی...

فرمانده من پارت دوازدهم.... تو این چند روز حسابی سر پا شدم ...

عشق در تاریکی پارت: ۱۱ یک روز از اون ماجرا گذشته بود و من فک...

part28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط