{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی ازش پرسیدند چرا روزنامه نگار شدی؟ گفت: من از بچگی رو

وقتی ازش پرسیدند چرا روزنامه نگار شدی؟ گفت: من از بچگی روزنامه را دوست داشتم، چون کفش نویی که پدرم می‌خرید همیشه یک شماره بزرگتر بود تا بتوانم چند سال از آن استفاده کنم.
سال اول مجبور بودم، داخل کفشم روزنامه بگذارم تا از پاهایم در نیاید و سال دوم از روزنامه استفاده نمی‌کردم چون کفش قد پاهام بود، اما سال سوم روزنامه‌های خیس شده را با فشار داخل کفش جای می‌دادم تا صبح فردا کفش تنگ پاهایم را اذیت نکند.
دیدگاه ها (۱)

ریاضیدانی که تاریخ دقیق مرگ خود را محاسبه کردیکی از موارد عج...

چوپانی عادت داشت تا در یک مکان معین زیر یک درخت بنشیند و گله...

تو شمال شهر تهران ،یه قنادی باز شد ..فقط پولدارا میتونستن او...

به آتوسا دختر کورش گفتند : مردی پنج پسرش را در راه ایران از ...

پارت ۶۳ آریانا چند ثانیه فقط به مدیر خیره ماند.ـ خونه‌ی من؟م...

نزدیک عید پدرم ما را به کفش ملی می برد .خودش از پشت ویترین ا...

.نزدیک عید پدرم ما را به کفش ملی می برد .خودش از پشت ویترین ...

نزدیک عید پدرم ما را به کفش ملی می برد .خودش از پشت ویترین ا...

دلم برای آمدن هایت تنگ شده است.هر بار که جایی منتظرت بودم تا...

#ترفند@danestani__haهالوکس به معنای شست بوده و والگوس به معن...

دلم برای آمدن هایت تنگ شده است.  هر بار که جایی منتظرت بودم ...

دلم برای آمدن هایت تنگ شده است. هر بار که جایی منتظرت بودم ت...

دلم برای آمدن هایت تنگ شده است. هر بار که جایی منتظرت بودم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط