{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۰

سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۰
- - - - - - -- -- -- -- -- -- ---- - --- ----- - -
: من..هق..هق...م..مامان...بابام....هق‌‌...مردن
( تهیونگ با شنیدن این حرف خشکش زد اما سعی کرد حالت سردش رو حفظ کنه )
-: به من چه.... حالا اون اشک های چندش آور رو پاک کن ( تهیونگ می‌ره پیش کوک و برااستایل بلندش می‌کنه )
: لطفاً...هق..تنهام بزار....ار.. ارباب
-: خفه شو ( کوک رو تو یکی از سلول های قصر میندازه و زندانیش می‌کنه )
: ارباب لطفاًااااا
-: ساکت چند روز اینجا بمونی آدم میشی
: .. لطفاً دیگه تکرار نمیشه
- --- - --- --- - - - - -- -- -- - --- ( چندروز بعد سر میز غذا )
-: اه...جین اونجوری نگام نکن بزار غذا کوفت کنم
&: اره کوک چند روز تو زندونه خورد خوراک خوبی نداره من تورو اینجوری تربیت کردم ؟!!!،😠
-: خب میخواست موشت به.....اون نزنه عصبیم نکنه ( با خیال راحت میگه و لقمه دیگه ای تو دهنش می‌زاره که ی قاشق به کلش میخوره)
اخخخ هیونگگگگ...باشه بابا رفتم رفتم
&: سریع اون انسان رو آزاد کن
-: کاش برا منم انقد غیرت داشتی ( با دیدن ملاقه در دستان جین ترسیده عقب رفت ) گوه خوردم الان میرممممم (سریع به بخش سلول ها رفت )
-: کوک؟ ( تهیونگ به کوک که لباش خشک شده بود و تنش پر ضربه شلاق بود و لباس پارس زانو زخمیش گوشه لبش که هنوز زخم بود موهای. شلختش )
: هوم؟! 😒
-:هومو درد آزادش کنین ( خطاب به سرباز ها )
: میزاشتی بمیرم دیگه
-: اینکار هم میکنم شک نکن
: باوش
( تهیونگ کوک رو به اتاق خواب خودش میاره )
-: این ی اتاق خواب خالی هست امروز میریم خرید با تمه خودش بچین
: ممنون ارباب چشمام کور رنگی دید انقد همه چی عمارت مشکی بود نکنه به رنگ حساسیت داری
-: ن زیاد حرف نزن برو حموم برات لباس میارم
: میشه برید بیرون
-: نگران نباش کاری باهات ندارم 😏بیبی
: امیدوارم 😶( ذهن کوک: یعنی میخواد باهام کار بدبد کنه یعنی ....)
-: میشه اون ذهن حال بهم زن رو کنترل کنی 🙄
: اگ ی بوس بهم بدی باشه
-: هه خدایی آدم نمیشی نه
: ن سفید برفی
-: باشه ( نزدیک کوک میشه که....)
: ن گوه خوردم
-: پس لخت شو برو حموم
: چشم ارباب ( یعنی میخواد... تا خواست به ادامه فکر ذهنش بکنه با نگاه پکر تهیونگ مواجه شد)
-: ببین انسان من ی خون ازت خوردم پس افتادی پس فک نکن میبرمت رو تخت و ....🔞اره تو هیچوقت نمیتونی منو هندل کنی
: تا تجربه نکنم دست بر دار نیسم ....پارت بعد اسمات بی جنبه ها نخونن شرط ۱۴ لایک
دیدگاه ها (۲)

ی موشت کصخل به نام هیتر دهنت خیلی گشاده مناسب برا س..ا.ک زدن...

https://wisgoon.com/leko740

کوتوله دوست داشتنی من پارت ۲.

Prt7جونگ کوک:لنا داری چیکار می کنی!لنا:تو ....تو ا.ت چرا زدی...

پارت چهارم (کوک میخواست به ا.ت حمله کنه و ببوستش که یهو ته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط