{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ⁵³

امیلی...:
بعد قفل کردن در اتاق کارش روی مبل های هال نشستم و به دیوار رو به روم زل زدم اون هیچ وقت هیچ جوره درد یا حال بدشو نشون نمیداد
و حالا که اینطوری میدیدمش باعث میشد فکر کنم چه
شرایط بدیو داره تحمل میکنه حدود یه ساعتی گذشته بود اما برخلاف تصورم جیمین هیچ حرفی نزده بود و مطلقا هیچ صدایی از توی اتاقش
نمیومد نگرانش بودم و میتونستم به خاطر باندمون حس کنم که
درد میکشه اروم به سمت در اتاق رفتم و گوشمو روی در گذاشتم
هیچ صدایی نمیومد این خیلی نگران کننده تر از این بود که صدایی بیاد یا
حرفی بزنه نکنه بیهوش شده باشه ؟ اون داشت از مرگ و جون دادن
حرف میزد... نکنه واقعا طوریش شده باشه؟
نگرانیم صبرابر شده بود و دلشوره عجیبی به جونم افتاده بود
حتی رایحشم نمیتونستم حس کنم و این وضعو خیلی بدتر میکرد ولی اون گفت نباید درو باز کنم اون حتما حالش خوبه اره..
دوباره به سمت مبل رفتم و نشستم خدای من ! اون واقعا بابت شغل لعنتیش داشت نابود میشدو هیچکس حواسش به اون نبود و همه فقط
ازش توقع داشتن که قوی باشه ، که بی نقص باشه که مسئولیت پذیر باشه ، که باهوش باشه ، که ادلر باشه
اما پس جیمین چی؟
کی قرار بود به احساسات و درددایی که جیمین یا آلفاش میکشیدن توجه کنه؟ اون همیشه فقط باید تکیه گاه میبود؟
پس خودش به کی باید تکیه میکرد؟ اونم آدمه لعنتیا نمیتونستم احساسات بد مو کنترل کنم و احساس بد جیمین روی منم تاثیر گذاشته بود و بیشترتر حالم بد شده بود
گرگم بابت حال بد آلفاش زوزه میکشید و به درو دیوار دلم چنگ مینداخت دوباره به سمت اتاقش رفتم که بازم هیچ صدایی نمیومد اینبار اروم به در کوبیدم
-جیمین؟ حالت خوبه؟
هیچ صدایی نمیومد نکنه واقعا چیزیش شده باشه؟
-جیمین؟ میشه جواب بدی نگرانتم
بازم هیچ صدایی نبود نکنه بیهوش شده؟ اگه دوز دارو زیاد بوده باشه و روی قلبش اثر گذاشته باشه چی؟ نکنه اور دوز کرده
هیچ جوره نمیتونستم استرسی که داشتمو کنترل کنم
-جیمین لطفا؟ اونجایی؟ جواب بده
بازم هیچ صدایی نبود پس همونجا دم در اتاقش نشستم و به در اتاق تکیه دادم برای بیست دقیقه فقط همونطوری نشستم اما دریغ از حتی یه صدا یا رایحه یا احساس متفاوت
دیدگاه ها (۱)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁵⁴اینبار دیگه مط...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁵²خودم نابودت می...

ادامه پارت 51چاره ی دیگه ای نداشتم هیچ جوره گلوتو خودم میبرم...

پارت ۵

عشق دردناکp⁷رسیدیم که بغلش کردم و بردمش تویه خونه و روی تخت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط