{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

You are paying back karma پارت⁶

You are paying back karma پارت⁶
برادرش گفت
جونگ کوک: جیمینی اون کسی که میگفتم همراهشه ایناهاش
دستشو آروم روی شکم امگاش گذاشت
و جیمین با تعجب بهشون خیره بود
جیمین: ه..هیونگ تو....
جونگ کوک: میدونم جیمین ولی یهویی شد..اصلا نباید به مامان بابا بگی باشه؟
جیمین: الان یه نینی تو شکم توعه؟
تهیونگ: هومم...توهم وقتی آلفات و پیدا کنی و باهاش ازدواج کنی..یه نینی میاد تو شکمت
جیمین: ولی شما که ازدواج نکردین
جونگ کوک: گفتم دیگه..یهویی شد
جونگ کوک به سمت تهیونگ برگشت و آروم هدایتش کرد که روی مبل بشینه
جونگ کوک: عشقم راستی قرار نبود امروز بری برای سقط؟
تهیونگ: آره ولی پیچوندمشون
جونگ کوک: در هر صورت میری دیگه؟
تهیونگ: میرم...
جیمین: چرا میخای سقط کنی؟
تهیونگ: چ...
جونگ کوک: چون مثل تو هنوز کوچولوعه و بدنش تاقت زایمان و نگهداری از بچه رو نداره...
جیمین: هیونگ من میرم تو اتاقم زیاد حالم خوب نیست
جونگ کوک: باشه..چیزی لازم داشتی بگو
جیمین: باشه

¹³:⁴⁵
وارد اتاقش شد و خودشو روی تخت ولو کرد
کت آلفاش و برداشت و رایحشو بو کرد..دردش شروع شده بود و تنها چیزی که میتونست حالش رو بهتر کنه همین بود
کت رو محکم بقل کرد و درحالی که از درد به خودش میپیچید
تمام رایحه باقی مانده روی کت رو بو کرد
آروم گوشیش رو برداشت و زنگ زد به آلفاش و بعد چند بوق برداشت
یونگی: الو؟
جیمین هیچی نگفت و فقط گریه کرد
یونگی: جیمین تویی؟
جیمین: درد دارمم!!
یونگی: باشه..باشه آروم باش، میتونی راه بری؟
جیمین: آره
یونگی: خب ببین من برات آدرس خونمو میفرستم..بیا اینجا
جیمین: ب..باشه
به آرومی از روی تخت بلند شد و به سمت کمدش رفت
یه دست لباس برداشت و پوشیدشون
از اتاقش بیرون رفت و با داداشش خداحافظی کرد
و یه تاکسی گرفت و به سمت خونه آلفاش حرکت کرد
دیدگاه ها (۵۷)

You are paying back karma پارت⁷¹⁴:³⁰در اتاق برادرش رو زد و ب...

You are paying back karma پارت⁵¹³:⁰⁰امگا به آرومی رمز در رو ...

You are paying back karma پارت⁴اون امگای ریزه میزه با شیطنت ...

زیبای من...p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط