{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My love

My love🥀
Part : ²
سریع رفتم و یقشو گرفتم و به صورتش مشت زدم...
ات که اولش تعجب کرده بود الان اومد تا مارو از هم جدا کنه
البته حق داشت تعجب کنه
چون خودمم یکم از کارم تعجب کرده بودم
+کوک چیکار میکنی ولش کن
_دهنتو ببند ات(داد)
دست ات و محکم گرفتم و سوار ماشین کردمش
+کوک چرا اینکار و کردی اصلا تو اینجا چیکار میکنی(داد)
_بخاطر اون مرتیکه سر شوهرت داد میزنی(آروم و جدی)
+کوک جواب منو بده چرا منو تعقیب میکنی (داد)
_ات خفه شو (آروم و خیلی جدی)
+جواب منو بدههه(داد)
_گفتم خفه شووو (عربده)
کوک پاش و تا آخر روی گاز فشار داد و چند دقیقه بعد به عمارتش رسید
ات و از ماشین پیاده کرد و دستش و محکم گرفت
و کشوندش توی زیرزمین
+کوک چیکار میکنی دستم درد گرفت
چرا منو آوردی اینجا (با حالت عصبی و نگران)
_اون مرتیکه کیه (عربده)
+کوک چرا اینجوری میکنی منو اون فقط باهم دوستیم(با چشمای اشکی و یکم داد)
_فک کردی من خرم آره؟
تو گ. و. ه میخوری با مردا دوست میشی فک کردی دو جنس مخالف میتونن باهم دوست بشن؟ (عربده)
+چرا نتونن ها چرا من نمی‌فهمم این طرز فکر شمارو نمیفهمم(داددد)
چرا همه فکر میکنن همه آدما شبیه همن؟
چرا همه فکر میکنن یه دختر و پسر نمیتونن باهم دوست باشن؟ (گریه شدید و داد)
_ات من و توهم اولش فقط باهم دوست بودیم
اما الان دیگه نیستیم(عربده)
+ اون دوست دوران دبیرستانمه
اسمش پارک مینهو عه
ما اون موقع یک اکیپ بودیم و مینهو هم جزومون بود
همه جا باهم میرفتیم
اما بعد دبیرستان مینهو برای ادامه درسش رفت آمریکا و الان از آمریکا برگشته و ما هم و می‌بینیم(گریه)
_پس چرا انقدر باهم میخندیدین(عربده)
+خب اون داشت از عشق اولش برام میگفت
تو خودت میدونی که من بیشتر وقتا که ذوق زده میشم میخندم(گریه و داد)
_چرا باید برای اون ذوق زده بشی هاااا (عصبی و داد)
تو کی میخوای بفهمی که همه چیزت مال منه
خنده هات، صدات، چشمات و حتی ذوق کردنات!
همش مال منه نباید به بقیه نشون بدی(عربده)
+خب من و اون باهم دوست بودیم
طبیعیه که وقتی داره برام از دوست دخترش تعریف میکنه ذوق زده بشم(عصبی و داد)
_منو چی فرض کردی ات؟
فک کردی حرفاتو باور میکنم ها؟
تو الان یک چند روزه که داری هرشب میری و اون مرتیکه رو میبینی
بعد انتظار داری که حرفاتو باور کنم؟ (عربده)
+بابا بخدا هیچی بینمون نیست(گریه خیلی شدید)
ویو کوک
از موهای ات کشیدم و بلندش کردم و به صندلی بستمش
و انقدر زدمش که دیگه خودمم خسته شده بودم
دلم نمیخواست این کارو بکنم ولی اون به من خیانت کرد
پس دیگه دوسش ندارم...
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
خب اینم از این پارت امیدوارم که خوشتون اومده باشه
و اینکه بچه ها این اتفاقاتی که داره میوفته دوشب قبل مرگ اته و قسمت های قشنگش تازه قراره شروع بشه پس لطفا منتظرش باشید🙃
و اینکه تعداد لایک و کامنتا و ببرید بالا تا پارت بعد و بزارم😜
دیدگاه ها (۱)

My love🥀Part : ³دلم نمیخواست این کارو بکنم ولی اون بهم خیانت...

My love🥀Part : ⁴^ویو کوک^از خواب بیدار شدمتوی اتاق خودم بودم...

My love🥀Part : ¹ساعت از ۲ شب گذشته بودکوک بدن بی جون ات و تو...

ادیت خودمه😁

36کوک: اووو اون مین هیوک نیست؟ (تعجب) چون ایت پشت کرده بود.ن...

part35 عشق پنهان《ویو ات》توی راه سکوت بود تا بلاخره رسیدیم از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط