{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد

هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را ، بدتر شد"*
گفتم از شهر سفر می کنم و آزادم
در سفر حال من از هجر شما ، بدتر شد
بی تو انگار که خورشید ندارد دنیا
بی تو ابری شده چشمان و هوا ، بدتر شد
گفتی این سیب، بخور، خوردم و حال دل من
بعد از آن سیب که دادی به خدا ، بدتر شد
کاش می شد بکنم دل ز سر زلف تو، حیف
گره زلف تو، این بند بلا ، بدتر شد
کرده پابند خودش زلف سیاه تو، مرا
تا ببینی چه شده بی تو، بیا ، بدتر شد
خواستم، دل بکنم از تو و آدم بشوم
هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد
دیدگاه ها (۱)

عاشقم مقصد این عاشق دیوانه کجاست؟من به دنبال توام خانه و کاش...

غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها ...

"بعد از هجوم ساقه سوز آذر زردحتی پس از شبهای خشک بهمن سرد....

چندی ست مانده دست من از دامن تو دورای عشق باشکوه من ای کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط