هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد
هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را ، بدتر شد"*
گفتم از شهر سفر می کنم و آزادم
در سفر حال من از هجر شما ، بدتر شد
بی تو انگار که خورشید ندارد دنیا
بی تو ابری شده چشمان و هوا ، بدتر شد
گفتی این سیب، بخور، خوردم و حال دل من
بعد از آن سیب که دادی به خدا ، بدتر شد
کاش می شد بکنم دل ز سر زلف تو، حیف
گره زلف تو، این بند بلا ، بدتر شد
کرده پابند خودش زلف سیاه تو، مرا
تا ببینی چه شده بی تو، بیا ، بدتر شد
خواستم، دل بکنم از تو و آدم بشوم
هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را ، بدتر شد"*
گفتم از شهر سفر می کنم و آزادم
در سفر حال من از هجر شما ، بدتر شد
بی تو انگار که خورشید ندارد دنیا
بی تو ابری شده چشمان و هوا ، بدتر شد
گفتی این سیب، بخور، خوردم و حال دل من
بعد از آن سیب که دادی به خدا ، بدتر شد
کاش می شد بکنم دل ز سر زلف تو، حیف
گره زلف تو، این بند بلا ، بدتر شد
کرده پابند خودش زلف سیاه تو، مرا
تا ببینی چه شده بی تو، بیا ، بدتر شد
خواستم، دل بکنم از تو و آدم بشوم
هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد
- ۲.۲k
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط