{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندی ست مانده دست من از دامن تو دور

چندی ست مانده دست من از دامن تو دور
ای عشق باشکوه من ای کوه پر غرور"*
نادرترین ستاره ی هفت آسمان تویی
الماس بی بدیل جهانی و کوه نور
یک شهر می شود همه چشم و تو می شوی
دلبر برای مرد و زن شهر، در عبور
چشمان تو چو آتش سوزنده می زند
آتش به عمق سینه ی من، بر دل صبور
با یک نگاه هرچه که دارم میان دل
خواندی و شد دوباره غزلهای من مرور
اما شبیه دفعه قبلی گذشتی و
من ماندم و فشار غم و زور حرف زور
تو ماه آسمانی و من در کاوش توام
ای عشق باشکوه من ای کوه پر غرور
دیدگاه ها (۲)

"بعد از هجوم ساقه سوز آذر زردحتی پس از شبهای خشک بهمن سرد....

هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شدگفته بودم بزنم قید تو را ،...

زده‌ای سنگِ غمیبر دلِ چون شیشه‌ی منای غم انگیز ترین لذتِ دنی...

بیهوده مگو که دوش حیران شده ایسر حلقه ی عاشقان دوران شده ایا...

عاشقانه های شبنم

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط