{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سفر

سفر
همیشه با رفتن آغاز نمی شود...
گاه با آمدن کسی ست
که دست تو را می گیرد..
و با خود می برد
به باغ های بابونه...
به جنگل های پر از پروانه...
به رویایی بی بازگشت...
دیدگاه ها (۱)

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

چقدر صدای آمدنِ پاییزشبیه صدای قدم های توستملتهب، مرموز، دوس...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

رمان: فراموش شدهفصل ۳: آیینِ نمک و جنگلآدی که اطلاعات زیادی ...

💜☝... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

عاشقانه های شبنم

عزیزدلم اگر همچنان ناراحت یه سری ارتباطات تموم شده هستی خواس...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط