ویرایش : اونی که توی عکسه پرسونامه ، درست شده با گاچا نبو
ویرایش : اونی که توی عکسه پرسونامه ، درست شده با گاچا نبولا
علو علو ثلامعلیکم مملکت
ایشالا که من نبودم آرامش به کونتون _
چیز یعنی به خونتون برگشته باش _
* زر زر کردن
آره
پریشب ساعت ۳۰ : ۱۱ نصب شبی سالگرد نزدیک به مرگی بنده بید 😃
* کصنگوملیکا
و بابت اینکه نتونستم بیام و پست بزارم شرمندهم
از صبح دیروز که چشام وا شددد
داشتم حمالی میکردم
ساعت شیش شبشم که برقا رفت
زرت
آقای کصشکیان میخوان لامپ و جاروبرقی و پنکه و تلویزیون بسوزونن انگار
ایشالا خودت بسوزی مرتیکه کصکش
خو
بعد 😏
هر چیم میرفتم از مادر گرامی میپرسیدم آقا کمکی هس من بکنم ؟ نه کمک میاد تو رو میک _
اهم
میگفتن نه
برو بگیر بشین یهجا
حالا افکار پدر گرامی : هروقت این نشست یهجایی باید بلندش کنم بره یه کاری کنه
هیچکاریم نبودااا
هیییچچچچ
من بدبخت نشسته بودم اسکچ آرت تولد کاردن رو میزدم
* بهخاطر اینکه وسط کشیدن آرت تولد تاکِشی ، آرت بلاک شدم و هر چی سعی کردم نتونستم شیدش رو تموم کنم ؛ پس رفتم سراغ اسکچزنی تا بلکه زودتر تمومش کنم
بابام نمیزاشت 🥹
میگفت اینا چیه میکشی
جمع کن اینارو
الان وقت این کارائه ؟
برو بشین با بقیه حرف بزن
خو پدر مننن
من بشینم وسط صحبت کلی آدم بزرگ نمیشه کهه
پونزده سالته
آقا پونزده سالمه که پونزده سالمههه
چهربطیدارهآخه 😶
اهم اهم
بعدش
هیچی دیگه
بعدش که رفتن
مام رفتیم پی کارامون
حالا مگه تمومی داشت ؟!
پووووفففففف
حالا اینو ولش
فقط اومدم تا بگم ...
من واقعاً واقعاً ممنونم از همتون
فکر میکردم امسال هم مثل سالهای پیش بشه و تولد بی تولد
و کلاً بهم خوش نگذره
ولی انتظارشو نداشتم
جداً انتظار نداشتم 🫡
از همهی کسایی که براشون مهم بودم و منو یادشون بود ، خیلی خیلی ممنونم
توی قلبم جا دارید
واقعاً عاشقتونم عسلیا
و اینکه نگران جوایز دتیز نباشید
یا پست میکنم یا میفرستم دایرکتتون
* احتمالاً بفرستم دایرکتتون چون امکان کپی کردن وجود داره *
و این عزیزان :
@kawaie.1
@kitty92
@sakomy
@pomni_joli
@pomnii
@pom_ni
@emily_13
زود تند سریع بیاید دایرکتم
همین دیگه 😀
عاشقتونمممممم
خدفس ما رفتیم
علو علو ثلامعلیکم مملکت
ایشالا که من نبودم آرامش به کونتون _
چیز یعنی به خونتون برگشته باش _
* زر زر کردن
آره
پریشب ساعت ۳۰ : ۱۱ نصب شبی سالگرد نزدیک به مرگی بنده بید 😃
* کصنگوملیکا
و بابت اینکه نتونستم بیام و پست بزارم شرمندهم
از صبح دیروز که چشام وا شددد
داشتم حمالی میکردم
ساعت شیش شبشم که برقا رفت
زرت
آقای کصشکیان میخوان لامپ و جاروبرقی و پنکه و تلویزیون بسوزونن انگار
ایشالا خودت بسوزی مرتیکه کصکش
خو
بعد 😏
هر چیم میرفتم از مادر گرامی میپرسیدم آقا کمکی هس من بکنم ؟ نه کمک میاد تو رو میک _
اهم
میگفتن نه
برو بگیر بشین یهجا
حالا افکار پدر گرامی : هروقت این نشست یهجایی باید بلندش کنم بره یه کاری کنه
هیچکاریم نبودااا
هیییچچچچ
من بدبخت نشسته بودم اسکچ آرت تولد کاردن رو میزدم
* بهخاطر اینکه وسط کشیدن آرت تولد تاکِشی ، آرت بلاک شدم و هر چی سعی کردم نتونستم شیدش رو تموم کنم ؛ پس رفتم سراغ اسکچزنی تا بلکه زودتر تمومش کنم
بابام نمیزاشت 🥹
میگفت اینا چیه میکشی
جمع کن اینارو
الان وقت این کارائه ؟
برو بشین با بقیه حرف بزن
خو پدر مننن
من بشینم وسط صحبت کلی آدم بزرگ نمیشه کهه
پونزده سالته
آقا پونزده سالمه که پونزده سالمههه
چهربطیدارهآخه 😶
اهم اهم
بعدش
هیچی دیگه
بعدش که رفتن
مام رفتیم پی کارامون
حالا مگه تمومی داشت ؟!
پووووفففففف
حالا اینو ولش
فقط اومدم تا بگم ...
من واقعاً واقعاً ممنونم از همتون
فکر میکردم امسال هم مثل سالهای پیش بشه و تولد بی تولد
و کلاً بهم خوش نگذره
ولی انتظارشو نداشتم
جداً انتظار نداشتم 🫡
از همهی کسایی که براشون مهم بودم و منو یادشون بود ، خیلی خیلی ممنونم
توی قلبم جا دارید
واقعاً عاشقتونم عسلیا
و اینکه نگران جوایز دتیز نباشید
یا پست میکنم یا میفرستم دایرکتتون
* احتمالاً بفرستم دایرکتتون چون امکان کپی کردن وجود داره *
و این عزیزان :
@kawaie.1
@kitty92
@sakomy
@pomni_joli
@pomnii
@pom_ni
@emily_13
زود تند سریع بیاید دایرکتم
همین دیگه 😀
عاشقتونمممممم
خدفس ما رفتیم
- ۲.۰k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط