{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهاجرت

مهاجرت

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت

طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد و سفره‌ام که تهی بود، بسته خواهد شد
دیدگاه ها (۱)

اتاقم قراره اینشکلی بشه البته به جد نقاشی های رو دیوارش چون ...

کتونی های یک عدد بچه مدرسه ایالبته بچه نیستم پیش دانشگاهی ام...

٩ مهر تولد امیر علیمونه ستِ جدیدش قربونش برم الهی

یه شبِ عالی ...سه تایی مجردی با مامی و اجی بزرگه امشب هوا خو...

«ترازویِ سوخته» شکوائیهٔ بهرام محمدی، جانبازِ دفاعِ مقدس، از...

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۲نشستم جلو ماشین شروع ک...

«ترازویِ سوخته» شکوائیهٔ بهرام محمدی، جانبازِ دفاعِ مقدس، از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط