لبهایم که تشنه و دلتنگ می شوند باران را می بوسم....
لبهایم که تشنه و دلتنگ می شوند باران را می بوسم....
من این جا زیر بارانم،وقتی که بسیار از تو دورم و تو را می خواهم باران را می بوسم؛
او تو را قطره قطره در من فرو می ریزدخاطرت باشد ؛
ما هر دو زیر یک آسمان زندگی می کنیم در دو سوی باران ها من به تو و بوسه و باران ایمان دارم......
و قاصدک ها به تو خواهند گفت که دوستت دارم...
زندگی شاید همین فاصلۀ خیس بارانیست که تو را به من پیوند می زند . . .
من این جا زیر بارانم،وقتی که بسیار از تو دورم و تو را می خواهم باران را می بوسم؛
او تو را قطره قطره در من فرو می ریزدخاطرت باشد ؛
ما هر دو زیر یک آسمان زندگی می کنیم در دو سوی باران ها من به تو و بوسه و باران ایمان دارم......
و قاصدک ها به تو خواهند گفت که دوستت دارم...
زندگی شاید همین فاصلۀ خیس بارانیست که تو را به من پیوند می زند . . .
- ۷۴۰
- ۲۱ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط