راستش عزیزکرده، زیباترین توصیفی که در وصف این روزهایم دید
راستش عزیزکرده، زیباترین توصیفی که در وصف این روزهایم دیدهام خلاء بود،
هیچ تشبیه دیگَری درخور نیست، من در خلاء به سر میبرم؛
جایی میان زمین و آسمان، نسبت به هیچ فلاکتی اندوهگین نخواهم شد و در برابرش با هیچ معجزهای دل شاد نخواهم شد.
شناور در میان پوچیها زندگیام را میگذرانم.
چه میشود گفت عزیزکرده، هنوز هم نفس میکشم، هنوز قلبی در سینهام میتپد؛ اما میتوانم به تو اطمینان دهم اگر همین حالا ماشینی مرا زیر بگیرد یا از آسمان تیری در برود و بر پیشانیَم فرو آید جنازهام را درحالی که لبهایم خندان است خواهند سوزاند، شاید هم خاک کنند.
نکته در آن است که من با مرگی نمایشی زندگیم را آغاز خواهم کرد. البته ممکن است در همان نمایش، دنیایِ خاکستریام تا ابد خاموش شود، اما حداقل من با لبخندی هرچند مصنوع اما آرام گرفتهام.
میدانی عزیزکم؟ پایان نیز آغازی دیگر است.
هیچ تشبیه دیگَری درخور نیست، من در خلاء به سر میبرم؛
جایی میان زمین و آسمان، نسبت به هیچ فلاکتی اندوهگین نخواهم شد و در برابرش با هیچ معجزهای دل شاد نخواهم شد.
شناور در میان پوچیها زندگیام را میگذرانم.
چه میشود گفت عزیزکرده، هنوز هم نفس میکشم، هنوز قلبی در سینهام میتپد؛ اما میتوانم به تو اطمینان دهم اگر همین حالا ماشینی مرا زیر بگیرد یا از آسمان تیری در برود و بر پیشانیَم فرو آید جنازهام را درحالی که لبهایم خندان است خواهند سوزاند، شاید هم خاک کنند.
نکته در آن است که من با مرگی نمایشی زندگیم را آغاز خواهم کرد. البته ممکن است در همان نمایش، دنیایِ خاکستریام تا ابد خاموش شود، اما حداقل من با لبخندی هرچند مصنوع اما آرام گرفتهام.
میدانی عزیزکم؟ پایان نیز آغازی دیگر است.
- ۳۴۲
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط