{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی باران سرِ جالیز ، دلم تنگِ تو شد

بوی باران سرِ جالیز ، دلم تنگِ تو شد
آسمان نم نمِ یکریز ، دلم تنگِ تو شد
پُرِ هق هق شده ام ، آینه ی دق شده ام
صبحِ یک روزِ دل انگیز ، دلم تنگِ تو شد
پشت هم صفحه ی تقویم ورق خورده و باز
ماهِ هفتم به سرِ میز ، دلم تنگِ تو شد
سینه از خاطره لبریز ، دلم تنگِ تو شد
رهسپار عدمم ، ریخته ای بر قلمم
رقص موهای طلاریز ، دلم تنگِ تو شد
خش خشِ برگ چنارست و دلم خونِ انار
آتشم زد غمِ پائیز ، دلم تنگِ تو شد
دیدگاه ها (۷)

پارت: 2 (بخش2)وقتی زین بالاخره به رختکن رسید، تقریباً همه رف...

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

سناریو: ماه سرخ

عاشقانه

می بارد بارانِ یادِ توبر جنگل مه آلود خیال غریبانه قدم می زن...

دلم برای تو تنگ شده است اما نمی دانم چه کار کنم مثل پرنده ای...

توی خلوت پر از همهمه امکه صدایی به صدا نمیرسهاگه میتونی منو ...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط