{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک سر رسیدِ خاک خورده و یک سینه ی کباب

یک سر رسیدِ خاک خورده و یک سینه ی کباب

یک ساعت قدیمی و یک تنگِ پر حباب

یک سفره ی بزرگ و سفید و پر از امید

چندین سوال ساده و غمگین و بی جواب

سوز فراق و غصه ی چندین و چند سال

شام سیاه و قحطی خورشید و آفتاب

یک کوزه ی پر از گل نرگس پر از صفا

یک چشم پر ز اشک که خسته شد از سراب

یک قلب پیر، گرفته، شکسته، سرد

یک حال زار، پریشان، کسل، خراب

یک سیب سرخِ  لک زده از سوز انتظار

هفتاد و دو ستاره و یک ماه و یک شهاب

چادر سفیدِ مادر و چشمان خیس او

شاید دعای مادرِ من گشته مستجاب

روزی طلوع می کنی آخر از انتظار

خورشید من!به سفره ی نوروزی ام بتاب
دیدگاه ها (۴)

ﻫﻼ‌ﻝ ﻣﺎﻩ ﺭﺟﺐ! ﻧـﺎﺯ ﮐﻦ ﺑـﻪ ﻣﺎﻩ ﺗﻤﺎﻡﺯ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻣـﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻼ‌...

ّ

ﻫﻨﮕـــﺎﻣــے ﮐﻪ ﺩﻝ ﮐﺴــــے ﺭﺍ ﻣﯿﺸﮑﻨـــے،ﺻـــﺪﺍے ﺷﮑﺴﺘــــﻨﺶ ﺭﺍ...

خوب میدانم که خیلی عاشقی مطمئنم دوستم داری زیادخوب میدانی که...

دلم پر آتش و چشمم پرآب شد هر دو دو خانه نذر تو کردم خراب شد ...

تا صدا میرسد از ساحتِ خونبارِ بقیعمرد و زن اشک بریزند ، به د...

بهروز پیری شاعر کوهدشتی

آخر زمان

اجازه خواستن #حضرت_علی_اکبر از #امام_حسین علیه‌السلام برای ر...

آن روزها رفتندآن روزهای خوبآن روزهای سالم سرشارآن آسمان های ...

زینب بزرگ،ای دختر علی، خشم مقدسی که بر انگیختی زدل در اندرون...

امشب خبر ز عالم بالا رسیده استزیباترین ستاره ی دنیا رسیده اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط