{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنام آفریننده عشق...: تو را با اشک خون از دیده بیرون راند

بنام آفریننده عشق...: تو را با اشک خون از دیده بیرون راندم آخر هم/که تا درجام قلب دیگری ریزی شراب آرزوها را/ به زلف دیگری آویزی آن گلهای صحرا را/ مگو بامن، مگو دیگر، مگو از هستی و مستی/ من آن خود رو گیاه وحشی صحرای اندوهم.......................
دیدگاه ها (۱۱)

تورا با اشک و خون از سینه راندم آخرهم                     که...

تو را راندم... که دست دیگری بنیان کند روزی بنای عشق و امیدت....

گلپونه هاگلپونه های وحشی دشت امیدم ، وقت سحر شدخاموشی ب رفت ...

°سخنرانی استاد رائفی پور .همایش جهانی اربعین94/8/8کاتالیزور ...

°سخنرانی استاد رائفی پور .همایش جهانی اربعین94/8/8کاتالیزور ...

به رسم عشق سلامم به زاده ی زهرایگانه سرور و رهبر به کشور دله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط