{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✅ از منظره لذّت ببر!

✅ از منظره لذّت ببر!

✍ ادیسون در سنین پیری همه درآمد سرشار خود را در آزمایشگاه مجهّزش که ساختمان بزرگی بود ، هزینه می کرد.

نیمه شبی از آتش تشانی به پسر او اطّلاع دادند آزمایشگاه در آتش می سوزد و حقیقتاً کاری از کسی بر نمی آید و تلاش آتش نشانان فقط برای جلوگیری از سرایت آتش به ساختمان های مجاور است. آنها تقاضا داشتند موضوع به نحو قابل قبولی به اطّلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید که احتمالاً پدر پیرش با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خود را به محلّ حادثه رساند و در کمال تعجّب دید که پدر در مقابل ساختمان شعله ور آزمایشگاه ، روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!

پسر تصمیم گرفت جلو نرود که ناگهان ادیسون سر را برگرداند و او را دید و با صدای بلند و سرشار از شادی گفت: تو اینجائی؟ می بینی چقدر زیباست؟...
پسر حیران و گیج جواب داد : پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها با من صحبت می کنی ؟...

ادیسون گفت : پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید... در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد ...!

@Aavaonava
دیدگاه ها (۰)

P21F2(مامان انیا و اندر تو ازمایشگاه مرد بخاطر ازمایش ها مرد...

007-پنهان در مه - پارت ۶۹

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

ادامه پارت ² ا/ت پاکت را باز کرد. داخلش عکسی قدیمی بود؛ تصوی...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۷‌بعد از یک هفته‌ای ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط