دو پارتی درخواستی
دو پارتی درخواستی
وقتی خواهر یونگی هستی و ۲۳ سالشه و یونگی هم همون ۳۲ سالش باشه و خواهرشون ازدواج کرده باشه ولی از سه سال پیش فهمیده بود نمیتونه بچه دار شه ولی بخاطر یه معجزه فهمیده بود بارداره و حالا وقتی میخواد به یونگی بگه رو دراماتیک کن
من یونا هستم خواهر یونگی من ۳ ساله ازدواج کردم و خیلی هم بچهها رو دوست دارم اما مشکل اینجاست که من نمیتونم باردار بشم من این رو یک روز بعد از ازدواجمون فهمیدم اما ترسیدم که به همسرم سه هو بگم می ترسیدم نکنه ترکم کنه برای همین هیچ چیزی بهش نگفتم و تنها کسایی که از این ماجرا با خبر اند خودم دکترم و یونگی اند
امروز هم کلی پیشش گریه کردم سره همین قضیه چون عذاب وجدان و احساس حقارت میکردم اما یونگی آرومم کرد و بلخره با نصیحت های یونگی تصمیم گرفتم قضیه رو به سه هو بگم
یونا. سه هو......میشه باهم یکم حرف بزنیم؟
سه هو. اره عزیزم منم میخواستم در مورد یه چیزی باهات صحبت کنم
یونا. خوب لول تو بگو
سه هو. خوب....امم.. ببین یونا من و تو الآن ۳ساله که ازدواج کردیم و میدونم که هر دو عاشق بچه هایم اما تا الان نتونستیم بچه ای داشته باشیم و من.....میخوام بگم که بیا بریم آزمایش بدیم ببینیم مشکل از کدوم مون هست و اگه از یکیمونه درمان بشیم تا بتونیم بچه داشته باشیم
یونا. منم میخواستم درباره همین باهات حرف بزنم .....نیازی به آزمایش نیست چون .......مشکل از منه
سه هو. چ....چی....داری شوخی میکنی دیگه مگه نه؟
یونا. نه شوخی نمیکنم سه هو .....مشکل از منه ( سرش رو انداخت پایین
سه هو. از کی میدونستی ؟
یونا. یک شب بعد از ازدواجمون
سه هو . تو ون موقعه این و فهمیدی و الان این و بهم میگی ( صدای آروم ) خیلی خود خواهی یونا خیلی.........دیگه کیا میدونن هاا؟
یونا. دکترم و یونگی
سه هو. یعنی.....یعنی تو حتی به یونگی که این موضوع اصلا ربطی بهش نداره گفتی ولی به من که شوهرتم نگفتی؟ چرا؟ یونا من دقیقا کجای زندگیتم؟ در ظاهر من شوهرتم ولی اصلا هیچی حسابم نمیکنی ؟
یونا. نه...نه این طور نیست.... من...من نگفتم..چون می ترسیدم.......میترسیدم ترکم کنی.....میترسیدم دیگه دوسم نداشته باشی ( بغض
سه هو. یونا تو منو این طوری شناختی؟ واقعا فکر کردی سر یه بچه ولت میکنمم؟ خیلی سنگ دلی خیلی... ( اینو گفت و از خونه رفت بیرون
یونا. وقتی سه هو رفت از سر عذاب وجدان کلی گریه کردم تا اینکه دلم بشدت درد گرفت و بعد سیاهی مطلق.....
ادامه دارد....
وقتی خواهر یونگی هستی و ۲۳ سالشه و یونگی هم همون ۳۲ سالش باشه و خواهرشون ازدواج کرده باشه ولی از سه سال پیش فهمیده بود نمیتونه بچه دار شه ولی بخاطر یه معجزه فهمیده بود بارداره و حالا وقتی میخواد به یونگی بگه رو دراماتیک کن
من یونا هستم خواهر یونگی من ۳ ساله ازدواج کردم و خیلی هم بچهها رو دوست دارم اما مشکل اینجاست که من نمیتونم باردار بشم من این رو یک روز بعد از ازدواجمون فهمیدم اما ترسیدم که به همسرم سه هو بگم می ترسیدم نکنه ترکم کنه برای همین هیچ چیزی بهش نگفتم و تنها کسایی که از این ماجرا با خبر اند خودم دکترم و یونگی اند
امروز هم کلی پیشش گریه کردم سره همین قضیه چون عذاب وجدان و احساس حقارت میکردم اما یونگی آرومم کرد و بلخره با نصیحت های یونگی تصمیم گرفتم قضیه رو به سه هو بگم
یونا. سه هو......میشه باهم یکم حرف بزنیم؟
سه هو. اره عزیزم منم میخواستم در مورد یه چیزی باهات صحبت کنم
یونا. خوب لول تو بگو
سه هو. خوب....امم.. ببین یونا من و تو الآن ۳ساله که ازدواج کردیم و میدونم که هر دو عاشق بچه هایم اما تا الان نتونستیم بچه ای داشته باشیم و من.....میخوام بگم که بیا بریم آزمایش بدیم ببینیم مشکل از کدوم مون هست و اگه از یکیمونه درمان بشیم تا بتونیم بچه داشته باشیم
یونا. منم میخواستم درباره همین باهات حرف بزنم .....نیازی به آزمایش نیست چون .......مشکل از منه
سه هو. چ....چی....داری شوخی میکنی دیگه مگه نه؟
یونا. نه شوخی نمیکنم سه هو .....مشکل از منه ( سرش رو انداخت پایین
سه هو. از کی میدونستی ؟
یونا. یک شب بعد از ازدواجمون
سه هو . تو ون موقعه این و فهمیدی و الان این و بهم میگی ( صدای آروم ) خیلی خود خواهی یونا خیلی.........دیگه کیا میدونن هاا؟
یونا. دکترم و یونگی
سه هو. یعنی.....یعنی تو حتی به یونگی که این موضوع اصلا ربطی بهش نداره گفتی ولی به من که شوهرتم نگفتی؟ چرا؟ یونا من دقیقا کجای زندگیتم؟ در ظاهر من شوهرتم ولی اصلا هیچی حسابم نمیکنی ؟
یونا. نه...نه این طور نیست.... من...من نگفتم..چون می ترسیدم.......میترسیدم ترکم کنی.....میترسیدم دیگه دوسم نداشته باشی ( بغض
سه هو. یونا تو منو این طوری شناختی؟ واقعا فکر کردی سر یه بچه ولت میکنمم؟ خیلی سنگ دلی خیلی... ( اینو گفت و از خونه رفت بیرون
یونا. وقتی سه هو رفت از سر عذاب وجدان کلی گریه کردم تا اینکه دلم بشدت درد گرفت و بعد سیاهی مطلق.....
ادامه دارد....
- ۷.۱k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط