{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درپی کافه دنجی هستم،ته یک

درپی کافه دنجی هستم،ته یک
کوچه بن بست فراموش شده که
در آن یکنفر از جنس خودم دستو دلبازانه،ازخودش دست بشوید گهگاه...و حواسش به
فراموش شدنها باشد...
دیدگاه ها (۱)

...

..

روزی هزار بار دلم زنده میشود ، وقتی که از هوای تو آکنده می ش...

" آدمهای دنیای من ...فعل هایی را صرف میکنند : که برایشان صرف...

پدرخوانده پارت : ۴ صبح روز بعد، نااون با وجود اتفاق دیشب، سع...

🍃انسان همین موجود ضعیف همین موجود ناتوان ، گاهی آنقدر تنهاست...

هم اتاقی قدمی - پارت - ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط